
پيغام مدير : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید و منتظر نظرات شما جهت ارتقا سطح وبلاگ هستيم
با تشکر
:استعداد خاک گرفته
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
وبلاگم هم ورزشي و هم شخصي ، خلاصه همه چيز توش مينويسم.
دو تا همكار هم دارم یکیش دوست قدیمیم یکیش هم خواهرم
خوب تو فوتبال شديدا طرفدار منچستر و انگليس هستم
تيم شهرم هم فقط شاهين
كار مي كنم
دانشجوي كارشناسي حسابداري
ميگن كنار درس خوندن بايد كار كني اما من كنار كار كردن درس مي خونم كه خيلي ازش لطمه خوردم اما چيكار كنم ، كارم رو دوست دارم.
با تبادل لينك موافقم هركسي خواست بهم بگه.
فکرشو کن
فکرشو کن
دستام که واست خیلی عزیزه سرد بشه
جسمش هم خدا ازت بگیره و نتونی حسش کنی
فقط یه خاطره ست
واست می مونه و از همه روزای هفته
حسرت دوباره دیدنت عذابت میده و از خدا می خوای دوباره
دست توی دستت بذاره آخ که زندگیم چه تلخه
ارزش غم رو نداره
فقط از خدا میخوام که یه روزی بیاد دوباره
دست توی دستام بذاره میدونستی بی تو میمیرم
میدونستی به تو اسیرم
میدونستی اگه نباشی
دیگه آروم نمیگیرم
ندونستم بی وفایی بگو آخه به چه گناهی
دیگه توی قلب سردت ندارم یه ذره جایی
خدا چرا این قدر سختی وقتی بهش گفتم عشقم
من میمیرم و شاید دیگه نزنه نبضم
کم کم داره میاد روزای مرگم
واسم غصه نخور چون دیگه برنمیگردم
فکرشو کن بذار بره دیگه نیاد بشینه کنارت
دستات رو بگیره
راهش ازت جدا بشه و حسش هم بمیره
بشینه یه گوشه و با گریه تو رو ببینه
*برو دیگه نمیخوام ببینمت*
[+]
نوشته اي ازE30united در 3:49 بعد از ظهر دوشنبه 17 دی1386
|
|
میخوام فقط یادت بیاد حرفایی که به من زدی
میخوام فقط بفهمی تو بد کردن رو خوب بلدی
گفتی نگاه پنجره پر میشه از ترانه خون
گفتی قناری میخونه از فصل عاشقانمون
گفتی تموم لحظه هات به یاد من تموم میشه
گفتی چشای خوشکلت مال منه تا همیشه
چه ساده بود این دل من که باور کردی حرفاشو
حتی تو خواب نمیدیدی پس بگیره اون عکساشو
حتی نذاشتی واسه من یه عکس یادگاری
ببین چه ساده اون گذشت از عشق و بی قراری
شاید تقصیر خودمه زیادی با تو خوب بودم
هرچی بدی کردی به من باز با تو مهربون بودم
هرکاری کردم واسه تو اما نخواستی تو من رو
ولی درستش این نبود امانت مردم برو
دلواپسم دیگه نباش با غریبه آسوده باش
میخوام فقط یادت بیاد حرفایی که به من زدی
کاری به کارت ندارم اصلا برو بیفت به پاش
لیاقت تو همونه من از سرت زیادیم
تو رو به عاشقی چیکار من از نبودت راضیم
[+]
نوشته اي ازE30united در 8:21 قبل از ظهر شنبه 1 دی1386
|
|
لحظه های رفتنت حالا اون میخواد بره
داره تنهام میذاره با یه دنیا خاطره
تو چشام اشکی نیست رو لبام حرفی نیست
پیش تو میخوندم گریه هام پنهونی ست
بدون که من بی تو میرم و میمیرم
فقط با مردنم من اونا رو میگیرم
بذار یه بار دیگه من تو رو ببینم
برات گریه کنم به پات من بشینم
به خدا تو بری من میشم دیوونه
آتیش عشق تو به یادم میمونه
داری میری تو از کنارم من که جز تو کسی رو ندارم
من میمونم پای قرارم حتی نیستی تو در کنارم
داری میری واسه همیشه
بی تو بودن ، نه نمیشه
مثل من عاشقت کی میشه
که بمونه واست همیشه
دیگه وقته رفتنه کسی حرف نمیزنه
صدای قلبه منه که سکوت رو میشکنه
پنجره بارونی تو اتاق ویرونی
توی ذهن و خاطرم همیشه میمونی
[+]
نوشته اي ازE30united در 4:52 بعد از ظهر یکشنبه 11 آذر1386
|
|
هیچکی رو به جز تو ندارم هیچکی رو مثل تو دوست ندارم
اگه تو کنار من نمونی به خدا میمیرم ، بی تو کم میارم
مال من شو ، عشق من شو ، میخوام میخوام بمونی پیش هم ، من و تو
مال من شو ، عشق من شو ، بذار بذار بمونی پیش هم ، من و تو
ببین قلبم عاشقونه داره واسه تو میخونه
اما تو نمیبینی انگار منو همین جوری واسه دل خوشیت میخوای
خیلی راحت دارم میگم من
دوست دارم ، پس چرا هی دلت میخواد در بره و نمیمونه
چرا تو میخوای بری ، هی دنبال دردسری
همش میخوای تنها بپری ، هی از عشق من ، تو بگذری
هی میگم بمون تو ، قدر من رو بدون تو
یه ذره واسه دلخوشیت ، بیا با من بخون تو
دلم بی تو آروم نمیشه ، نمیدونم بی تو چی میشه
خودت میدونی که عشق منی تو ، میخوام پیش من بمونی همیشه هرروز
عشق تو دنیای من عزیزم ، دلم واسه تو میزنه عزیزم
نکنه که تنهام بذاری بری ، کی میتونه از تو دل بکنه عزیزم
مال من شو ، عشق من شو ، میخوام میخوام بمونی پیش هم ، من و تو
مال من شو ، عشق من شو ، بذار بذار بمونی پیش هم ، من و تو
یه بند میگی میخوام برم ، میموندی ای کاش تو
داری میری ، میدونم تو هم پشیمونی ، میدونی نمیتونی بی من بمونی
آخه تو هم دوست داری من رو ، بگو رو راست باش تو
عاشقونه دل من میگه نرو ، تو میگی من و تو ، حیفیم من و تو
جون من جون تو نرو ، بمون گوش کن من رو ، پیش من بمون تو
دلتو نه این جا نه جای دیگه جا نذار تا با هم باشیم همیشه
هیچکی رو به جز تو ندارم هیچکی رو مثل تو دوست ندارم
اگه تو کنار من نمونی به خدا میمیرم ، بی تو کم میارم
مال من شو ، عشق من شو ، میخوام میخوام بمونی پیش هم ، من و تو
مال من شو ، عشق من شو ، بذار بذار بمونی پیش هم ، من و تو
شرمنده یه کم تو این شعر دخل و تصرف کردم![]()
[+]
نوشته اي ازE30united در 9:0 قبل از ظهر جمعه 2 آذر1386
|
|
اگه آلوده عشقم اگه مثل مردمم من
بگو از روی محبت بگو عشقه چندمم من
دردمو به تو نگفتم هی توی خودم شکستم
واسه تو زندگی ساختم با همین دستای خستم
من نذاشتم که تو بفهمی دلم گرفته خیلی
واسه دیدن عشقم تو ستاره سهیلی
من نخواستم که تو بدونی دمای قلبم
واسه داشتنت عزیزم چه شب ها که گریه کردم
تو میری از کنار از صحنه روزگار من
دیگه تو رو نمیبینم تو میشی بیخیال من
بهم میریزه دوباره بی تو آرامش دلم
وقتی نباشی کسی نیست مواظب دلم باشه
قصه مون رو تموم نکن قصه آرزو نکن
دوست دارم آره دارم پس ذهنمو حروم نکن
تو چشات نگاه نکردم از چشام فقط تو رو میخواستم
نفهمید چه حالی دارم دل به امید تو بستم
دل من فقط تو رو خواست تو شدی همه کس من
دست رد زدی به قلبم عشق تو شد قفس من
دردمو به تو نگفتم هی توی خودم شکستم
واسه تو زندگی ساختم با همین دستای خستم
حالا چشمامو میبندم توی خواب تو رو میبینم
میبینم قلبی ندارم وقتی پیش تو میشینم
[+]
نوشته اي ازE30united در 3:55 بعد از ظهر دوشنبه 28 آبان1386
|
|
قسم به عشقمون قسم همش واست دلواپسم
قرار نبود اين جوري شه يهو بشي همه كسم
راستي چي شد؟ چه جوري شد؟ اين جوري عاشقت شدم
شايد ميگم تقصير توست تا كم شه از جرم خودم
به ملاقات آمدم ببين كه دل سپرده داري
چگونه از احساس عشق شدي فراري؟
نگاهم كن دلم را عاشقانه هديه كردم
تو دريا باش و من جويبار عشق و در تو جاري
من از پروانه بودن ها من از ديوانه بودن ها
من از بازي يك شعله سوزنده كه آتش زده بر دامان پروانه
نمي ترسم
من از هيچ بودن ها از عشق نداشتن ها
از بي كسي و خلوت انسان ها
مي ترسم
راستي چي شد؟ چه جوري شد؟
اين جوري عاشقت شدم
شايد ميگم تقصير توست تا كم شه از جرم خودم
من از عمر رفاقت ها
من از لطف صداقت ها
من از بازي نور در سينه بي قلب ظلمت ها
نمي ترسم
من از حرف جدايي ها
برگ آشنايي ها
من از ميلاد تلخ بي وفايي ها
مي ترسم
راستي چي شد؟ چه جوري شد؟
اين جوري عاشقت شدم
شايد ميگم تقصير توست تا كم شه از جرم خودم
[+]
نوشته اي ازE30united در 8:44 بعد از ظهر یکشنبه 27 آبان1386
|
|
یه نگاه بنداز عزیزم ، میخوام بگم دوست دارم
هنوز میدونی که دوست دارم ، به من بگو عزیزم ناز چشماتو بیام چند بخرم
میدونی این بار اگه بخوای بگی منو دوست نداری
میمیرم ، آخه دیوونه میشم ، اگه بخوای منو تنهام بذاری
بذار دلمو بدم و برم و بخونم اینو با تو
برم و به همه بگم و بدونی کسی خاطر تو رو نمیخواد به جز من
اگه نه بگی مجبورم تو رو بدزدم
هی تو بدونی که ، حیف من و تو که باید عین دو تا ستاره بین همه بتابیم
هی به من نگو که قید منو زدی تو ، دیگه نمیبینی کسی عین منو
آره عزیزم من تو رو میخوامو ، آره هر جا که بری دنبالت میامو
من دوست دارم
از دست این خوشکل من ، یه خواب خوش ندارم
نکنه فردا جلو ، نگاهش کم بیارم
عاشق میشم با یک نگاه ، میلرزه دست و دلم
نترس تا وقتی منو داری ، با من بمون خوشکلم
تو بدون اینو که
اگه هنوزم تو پایی ، بیا جلو بدونی که ، عروسک مایی
حالا که مال منی بیا جلو ، زود باش سریع ، تا ببینم من اون صورت دوست داشتنیتو
دیگه طرف کسی دیگه تو نری که فریبه ، نکنه یهو تو دلتو ببازی سریع به غریبه
بذار لجبازی ها رو واسه کسه دیگه ، اخم و تخم بسه دیگه
بسه دیگه از لجبازی دست بردار ، اینقدر دیگه دل منو سرکار نذار
دل من دیگه طاقت نداره ، واسه من دیگه تو بهونه نیار
از همون روزی که چشاتو دیدم ، عکس چشماتو رو قلبم کشیدم
کم اوردم پیش نگاهت ، مثل تو دیگه هیچ جا ندیدم
آره عزیزم من تو رو میخوامو ، آره هر جا که بری دنبالت میامو
من دوست دارم
[+]
نوشته اي ازE30united در 2:20 بعد از ظهر شنبه 26 آبان1386
|
|
یه شعر زیبا از مجتبی کاشانی
پرنده در صدای خوشش رنج و درد وماتم نیست
پرنده اهل شکوه و اهل گلایه و غم نیست
و خوش به حال هوایش
و خوش به حال دلش
و خوش به حال پرنده
که مثل آدم نیست
حرف دل خیلی ها تو این ۶ بیت شعر نهفته است. واقعا شعر قشنگی بود. من که باهاش حال کردم.
[+]
نوشته اي ازE30united در 4:1 بعد از ظهر جمعه 25 آبان1386
|
|
هر جا بری منم میام آخه فقط تو رو میخوام
هر چی برونی تو منو بازم به دنبالت میام
دل من رو میشکونی تا روت رو برمیگردونی
با تموم این کارات بازم میگم مهربونی
یکی یه دونه ای واسم توی همه خوشکلا ، با تو خوبه زندگی حل همه مشکلا
تو می تابیدی رو من مثل خورشید رو ابر ، نبینم غمو تو چشات ، الهه من
من قطره میشم ولی تو مثل دریا ، وفادار تو میمونم من همیشه تنها
تو بهترین ، من بدترین ، تو سرترین ، من کمترین
مال منی یواشکی یهو شدم عاشق ترین
من تشنه قصه فرشته هام ، اینو میتونی بفهمی از نوشته هام
می خوام کنارم باشی تا من دستتو حس کنم ، نذار تو رو یه جا به خوابم بسپرم
می خوام اسمتو بنویسم تو همه دنیا ، نشه یه وقت بگی می خوام بشم ازت جدا
دیوونه چشای تو ، ویرونه نگاه تو ، دیدی شدم اسیر تو ، می خوام بشم فدای تو
هر جا بری منم میام آخه فقط تو رو میخوام
هر چی برونی تو منو بازم به دنبالت میام
دل من رو میشکونی تا روت رو برمیگردونی
با تموم این کارات بازم میگم مهربونی
تو ذاتمه رفاقت ، تو هم داری صداقت ، منم می پرستم تو رو تا مرز بینهایت
فال حافظ می گیرم که بیام به سراغت ، تو هم بگی دوستم داری ، چرا شدی ساکت؟
یه تار موت به همه دنیا می ارزه ، وقتی پیشم نیستی دلم از همه می ترسه
موبایلتو خاموش نکن همیشه باش در دسترس ، یهو دیدی قاطی کردم ، عشقمون از دست رفت
چون در به درتم ، واست پر پر زدم ، خواستی پر بزنم ، من پرپر زدم
پس از هر نظر نداره کم و کاستی، پس در نظرت باشه عاشقم راستی ،
بذار به تو بگم که من سرتر از همم ، می خوام بهت ثابت کنم که سرتر از منم
نبوده و نیست و الآن توی این دنیا ، نذار باشه عشق من و تو ، فقط باشه رویا
[+]
نوشته اي ازE30united در 10:51 بعد از ظهر سه شنبه 22 آبان1386
|
|
سه شنبه
چرا تلخ و بي حوصله؟
سه شنبه
چرا اين همه فاصله؟
سه شنبه
چه سنگين ، چه سرسخت ، فرسخ به فرسخ
سه شنبه
خدا كوه را آفريد
(مرحوم قيصر امين پور)
[+]
نوشته اي ازE30united در 1:16 بعد از ظهر چهارشنبه 16 آبان1386
|
|
|
زآتش اندیشه جانم سوخته است
|
وز تف یارب دهانم سوخته است | |
|
از فلک در سینهی من آتشی است
|
کز سر دل تا میانم سوخته است | |
|
سوز غمها کار من کرده است خام
|
خامی گردون روانم سوخته است | |
|
شعلههای آه من در پیش خلق
|
پردهی راز نهانم سوخته است | |
|
دولتی جستم، وبالم آمده است
|
آتشی گفتم، زبانم سوخته است | |
|
دیدهای آتش که چون سوزد پرند
|
برق محنت همچنانم سوخته است | |
|
شعر من زان سوزناک آمد که غم
|
خاطر گوهر فشانم سوخته است | |
|
در سخن من نایب خاقانیم
|
آسمان زین رشک جانم سوخته است |
[+]
نوشته اي ازE30united در 7:51 قبل از ظهر یکشنبه 18 تیر1385
|
|
نه از آفتاب خبری است
نه از باران
کاش هوا طوری دیگر بود
کاش باران میبارید
کاش
[+]
نوشته اي ازE30united در 7:50 قبل از ظهر یکشنبه 18 تیر1385
|
|
[+]
نوشته اي ازE30united در 9:38 قبل از ظهر دوشنبه 15 خرداد1385
|
|
وخارهاي گل را تحمل ميكنم اما خواري گل را نه!
*وقتي خارها از ساقه گلها بالا ميروند،برگها سقوط ميكنند.
*نسيم، گل و خارهايش را يكسان نوازش ميكند.
*عمر گل كوتاه است، عمر خارها طولاني.
*پروانه روي گل مينشيند، خار به فكرش فرو ميرود!
*فكر معقول حافظ، گل بيخار نميشناسد.
*گل شمعداني اشك ميريزد كه، خار ندارد.
*ساقه گل لاله را با خار تزئين ميكنم.
*گل بيخار زودتر بيمار ميشود.
*گل عاقل هرگز از خار، بيزار نميشود.
*باديگاردهاي گل، خارهاي تيز آن هستند.
*گل، خارهايش را از پروانه عاشق پنهان ميكند.
*سايه گل بر سر خارهايش ديدني است.
(گل سايهاش را از سر خارها دريغ نميكند)
*خارهاي سايه گل بخار ندارند.
*گل سردار است، خارها به پايش نشستهاند.
*گل كاكتوس به خارهاي بيشمارش دچار افسردگي شدند.
*خارهاي گل پيشكشي را نميشمارند.
*گل، برگهاي سبز و خارهاي تيزش را به يك چشم نگاه ميكند.
*گل صحرايي هر شب خارهايش را ميشمارد و به خواب ميرود.
*وقتي بلبل براي گل ترانه ميخواند، خارها سكوت ميكنند.
*خار بودم به عشق تو گل شدم.
*گل بودم بيتو خوار شدم!
*پروانه گل را بوسيد، خار روي ساقه ماسيد
ديگر هيچ نيست!
[+]
نوشته اي ازE30united در 8:13 قبل از ظهر پنجشنبه 4 خرداد1385
|
|
زندگي
زندگي بيشك سرابي بيش نيست
هاي و هوي بادها اندر غباري بيش نيست
زندگي رنگ حقيقت در پس فرياد نيست
برشمردن، وانهادن، بودن و برجا نماندن هيچ نيست.
زندگي پژمردن يك شاخة گل در هجوم يك خزان مات نيست
زندگي محو گل سرخي به دست باد نيست
زندگي بيتابي موجي عطشناك بر دل خاك كويري بيش نيست
زندگي فرياد يك زنداني دربند نيست
زندگي خواب خوش يك مستي جانكاه نيست
***
زندگي تسليم اندوه است به شاديهاي دور
زندگي موج است به ساحلهاي بينام و نشان
زندگي رنج است كه پاياني ندارد در افق
زندگي تك واژة گنگ در مفهوم گل
زندگي فرياد مانده در گلوست
زندگي زنجير پنهان بسته بر پاي سحر
زندگي كابوس يك خواب شبانه است
زندگي اندوه يك راز نگفته است!
زندگي برهان بيچون و چراي خواهش است.
زندگي فرسايش درد و جلاي عاطفه است
زندگي اخم اقاقيهاست به شب
زندگي پيچيدن تاكي است به پاهاي سپيداري بلند!!
زندگي خنديدن يك كودك شاد است به آغوش پدر!
زندگي مدهوشي يك جام لبريز از مي است
زندگي قهر زمين است كين خاك
زندگي رگبار اندوه است به دشت يك كوير
زندگي مات غروب است در پي شام سياه
زندگي تنديس تنهاي زمين است
كه ميرويد شب هنگام اشكهايش را به دست
زندگي ميدانگه تزوير است و دل
زندگي بيداد زنجير است به دستان اسير قافله
زندگي پس ماندة اخم خدايان است به خاك!
زندگي تكرار اندوه خزان است در بهار
زندگي آغاز يك دلدادگي است
زندگي دلتنگي است، هجران و آه و حسرت است
با اين وجود
زندگي تفسير بودن، اوج ماندن، معني آزادگي است
زندگي عشق است
[+]
نوشته اي ازE30united در 8:9 قبل از ظهر پنجشنبه 4 خرداد1385
|
|
اي نشسته درخيال من، فراموشم مكن
زنده ام با سوز و ساز خويش، خاموشم مكن
مي تراود تا شراب بوسه از جام لبت
از شراب تلخ تنهايي قدح نوشم مكن
دودم و از شعله دارم دامني رنگين به بار
اين شرر از من مگير از نو سياه پوشم مكن
چون صبا در جستجو خود به هر سويم مكش
همچو گيسوي سياهت خانه بر دوشم مكن
اين دل درد آشنا را در شرار غم بسوز
هر چه مي خواهي بكن اما فراموشم مكن
[+]
نوشته اي ازE30united در 10:3 قبل از ظهر سه شنبه 2 خرداد1385
|
|
به باد گفتم:
عاشقم ، چه كنم؟
به خود پيچيد
به گردباد بدل شد به سوي صحرا رفت !
به آب رود نوشتم:
عشق چيست بگو؟
سري به سنگ زد و نعره زنان به دريا رفت!
به آه گفتم:
پايان كار عشق كجاست؟
ز حجم سينه برآمد چو ابر، بالا رفت !
[+]
نوشته اي ازE30united در 9:56 قبل از ظهر سه شنبه 2 خرداد1385
|
|
من اسير عشق تو مجنون و شيدای تو ام
عاشق آنروی چون مهتاب زيبای تو ام
در خيالم نيست تصويری جز از سيمای تو
از دل و جان شيفته ايی آن قد و بالای تو ام
درسکوت و نيمه شب در خلوت و تنهايی ام
از فراقت سوزم و فانوس شب های تو ام
سوخته ام در شعله ايی حسرت چو شمع محفلت
با تن سوزان دايم محفل آرای تو ام
مرغ دل در خون طبيد و ليک هرگز دم نزد
چونکه من قوی وفا در موج دريای تو ام
دور ز آغوش تو در غربت سرای زندگی
من به رويا ها هميش غرق تماشای تو ام
بوده ام در خوابها اندر کنار تو هميش
هرچند ای نازنين تنهای تنهای تو ام
بر در و ديوار شهر عشق تو نام من است
من همان يک عاشق رسوای رسوای تو ام
از درون سينه خيزد روی لب اسرار دل
هر شب و هر روز من در فکر و سودای تو ام
دوست داشتم دارمت خواهم داشت تا روز مرگ
عاشق ديروز و هم امروز و فردای تو ام.
[+]
نوشته اي ازE30united در 8:23 قبل از ظهر دوشنبه 1 خرداد1385
|
|
سخت ترین روزهای زندگیم را می گذرانم
دل شکن ترینشان را،
دل شکن ترین روزهای سخت و آشفته بی خنده!
خیال آشفتگی، خیال آشفتگی، خیال آشفتگی...
آشفتگی خیال رفتن ندارد از این ذهن خسته و بیمار
همچون مار چنبره زده براندیشه دردناک جوانی از دست رفته ام،
جوانی از دست رفته ای را که بازگشتی نیستش، هرگز!
آشفته ام،آشفته...
نه نوری به نشانه فردا می بینم،نه کورسویی به نشانه دیروز!
آشفته ام،آشفته...
آشفتگی تاب و توان را از جانم ربوده است
آشفته ام،آشفته...
نه خیال نوروز دارم ، نه خیال روز نو
نه خیال عید دارم ، نه خیال بهار
آشفته ام،آشفته...
نمیدانم تازگی ها چرا زیرچشمان گود رفته ام انقدر سیاه شده است!
شاید درد آشفتگی باشد!
آشفته ام،آشفته...
دلخوشی مضحک ترین لطیفه این روزهاست،مسخره ترینشان!
آشفته ام،آشفته...
گفتم:
دلم به اندازه آسمان سیاه چشمانت گرفته است اما دیگر مقیاس دل گرفتگی مرا آسمان سیاه چشمان
تو هم ، نیست!
آسمان سیاه چشمان تو هم ،که به قول دوست خوش قریحه ام امن ترین جای زندگی است، دیگربرایم جایی ندارد
آشفته ام، آشفته ام،آشفته...
و تو تنها امیدـ امیدـ امیدـ امیدـ روزهای نا امیدی دیگر نیستی،نه از حضور ﭘر مهرت سراغی هست، نه از خیال آرام کننده ات و نه از نور حضورت...
آشفته ام،آشفته...
[+]
نوشته اي ازE30united در 8:20 قبل از ظهر دوشنبه 1 خرداد1385
|
|
قصه هایم را خریداری نبود ! وای ! رسم شهرتان بیداد بود شهرتان از خون ما آ باد بود ! از در و دیوارتان خون می چکد خون من فرهاد مجنون می چکد !! آسمان خالی شد از فریادتان بیستون در حسرت فرهاد تان ! کوه کندن گر نباشد پیشه ام بویی از فرهاد دارد تیشه ام ! عشق از من دور و پایم لنگ بود قیمتش بسیارو دستم تنگ بود ! گر نرفتم هر د و پایم خسته بود تیشه گر افتاد دستم بسته بود ! هیچ کس دست مرا وا کرد؟ نه! فکر دست تنگ ما را کرد؟ نه ! هیچ کس از حال ما پرسید ؟ نه! هیچ کس اندوه ما را دید؟ نه! هیچ کس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما می گریخت !! ************* چند روزی هست ، حالم دیدینی است حال من از این و آن پرسیدنی است گاه بر روی زمین زل میزنم ! گاه بر حافظ تفال میزنم ! حافظ دیوانه فالم را گرفت ! یک غزل آمد که حالم را گرفت ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
آه ! در شهر شما یاری نبود
[+]
نوشته اي ازE30united در 8:35 قبل از ظهر سه شنبه 26 اردیبهشت1385
|
|
ناز نكن
كه ناز تو ديگه خريدار نداره
اين همه اطفار و ادا گرمي بازار نداره
اما بدون(بفهم)
كه اين دفعه من ديگه خامت نمي شم
هرچي كني
بدون كه من اسير دامت نمي شم
اسير دامت نمي شم
جنجال و غوغا مي كني
دلا رو شيدا مي كني
بازم يه ساده مثل من
مي ياي و پيدا مي كني
نشد كه اين و بدوني
عاشقي حرفه آخره
عشق كه قلب آدمو تا توي ابرا مي بره
ما رفتيم
اما فكر نكن دنيا همين طور مي مونه
يكي مياد كه عاقبت
قلب تو رو مي سوزونه
دلاي با محبت
رو من مي ذارم روي سرم
يه باوفا پيدا بشه
ناز دلش رو مي خرم
[+]
نوشته اي ازE30united در 7:33 قبل از ظهر یکشنبه 24 اردیبهشت1385
|
|
حرفاي تو يه دروغه
كه دلم رو مي شكنه
اما قلب من مي گه
كه از تو دل نمي كنه
نم نم بارون آبي
توي ك.چه مي زنه
روي خلوت دلم
پرنده پر نمي زنه
گريه ي ابرا(ها)دروغه
قصه ي چشات دروغه
دارم از نگات مي خونم
همه ي حرفات دروغه
دروغه دروغه دروغه
خسته شدم
طاقت غم ندارم
عاشقي رو بايد يادت بيارم
دروغ نگو
مال مني هميشه
حرفات ديگه باور من نميشه
برو ولي اينو بايد يدوني
هيچكي ديگه عاشق تو نمي شه
گريه ي ابرا(ها)دروغه
قصه ي چشات دروغه
دارم از نگات مي خونم
همه ي حرفات دروغه
دروغه دروغه دروغه
فكر نكن با رفتنت
من هميشه بي قرارم
من براي با تو بودن
حرف تازه اي ندارم
بين ما ديگه عزيزم
راه برگشتي نمونده
حالا من از تو و عشقت
يه عالم
فاصله دارم
[+]
نوشته اي ازE30united در 9:49 بعد از ظهر سه شنبه 19 اردیبهشت1385
|
|
براي ياد تو قشنگه
پيرهن كهنه ي تنم
آخه هنوز نرفته انگار
عطر تو از رو پيرهنم
به ياد اون روزا مي (ا)يفتم
كه سر مي ذاشتي رو سرم
دونه ي مرواريد اشكات
چكه مي كرد رو گردنم
داد مي زنم هوار هوار
بشنو صداي روزگار
تنها از اون مونده برام
عطر قشنگش يادگار
زير نم نم بارون مي شينم
به ياد عطر اون موهات
شبنمو از گلا(ها)مي گيرم
به ياد شرم گونه هات
صداي ناز خنده هات
كنار پنجره مي شينم
منتظر صداي پات
داد مي زنم هوار هوار
بشنو صداي روزگار
بيا بذار دستاتو توي دستم
تو گوش بده به گرمي نفس هام
بيا ببين دنيا چقد(ر)قشنگه
اگه باشي با من
نذاريم تنها
با تو روزاي من همش بهاره
آسمون شب پرستاره
توي پاييز رنگارنگ چشمات
بارون عشقت رو سرم مي باره
[+]
نوشته اي ازE30united در 9:49 بعد از ظهر سه شنبه 19 اردیبهشت1385
|
|
تنگ غروب صداي تو
تنگ غروب راه افتادم
دنبال ردپاي تو
همه جا رو گشتم از تو
ردپايي نيست كه نيست
هيچ كجايي يه نشوني
يا صدايي نيست كه نيست
چشام به راه جاده ها
سواره ها ، پياده ها
مي رفتن و ميومدن
امام نبودن گل من
همه جا رو گشتم از تو
ردپايي نيست كه نيست
هيچ كجايي يه نشوني
يا صدايي نيست كه نيست
از همه جا رفته بودي
بي اعتنا رفته بودي
من موندمو خيابونا
پرسه زدم تو ميدونا
به هر كسي مي رسيدم
نشوني تو مي پرسيدم
تو كوچه ها و خونه ها
بودم مثل ديوونه ها
عكس تو از دور مي ديدم
دنبال تو مي دويدم
مي رسيدم جات خالي بود
سايه ي تو خيالي بود
همه جا رو گشتم از تو
ردپايي نيست كه نيست
هيچ كجايي يه نشوني
يا صدايي نيست كه نيست
[+]
نوشته اي ازE30united در 9:48 بعد از ظهر سه شنبه 19 اردیبهشت1385
|
|
رو تو كم كن
رو تو كم كن بي حيا
ديگه سراغ من نيا
انگشت نماي شهر شدي
بي آبروي روسيا ه
تحملت سخته چقدر
اصلا خود مصيبته
مي خوام يه عمر نبينمت
يه لحظشم غنيمته
تازگي هم كه راه به راه
وصله ي ناجور مي زني
زخم زبونتم همش
به نقطه ي كور مي زني
خبر مي ياد از چپ و راست
سرت شلوغه راه به راه
به لطف دور و بريات
وقت نداري براي من
حبس ابد خورده به من
جيك من هم در نمياد
[+]
نوشته اي ازE30united در 12:38 بعد از ظهر دوشنبه 11 اردیبهشت1385
|
|
ای خداHARD دلمFORMATمکن FIELDمن را خالی برکت مکن
OPTION غمم را خدایاON مکن FILEاشکم را خدایا RUN مکن
DELETE کن شاخه های غصه را سردی و افسردگی را هرسه را
JUMPERشادی بیا تا SET کنیم سیستم اندوه را RESETکنیم
نام تو PASSWORDدرهای بهشت آدرس E-MAIL سایت سرنوشت
ای خدا روی عزل CADداشتی MOUSE اگربودPADداشتی
که چنین طرح 3Dمی زدی طرح خود برروی CD می زدی
تا نیفتد BUGدر اندیشه مان تا که ویروسی نگردد ریشه مان
ای خدا از بهر ما این فرصت بهر دل های پرآتش FANفرست
ای خدا حرف دلم با کی زنم HELPمی خواهم که F1می زنم
[+]
نوشته اي ازE30united در 8:0 بعد از ظهر چهارشنبه 14 دی1384
|
|
شعری رو که می خواین بخونین سروده ی آقای میلاد تهرانی می باشد
اگر بدانی...
چه کسی کشتی زندگی را
از میان موج های سهمگین روزگار
به ساحل آرام رویاهایت
رسانده است؟
"پدرت"
را می پرستی!!!
مثل من.
خورشید سعادت را
بر آسمان خانه ی شما می بینم.
صبور باش...
تیره ترین ابرها هم
چند روزی بیشتر دوام نمی آورند!!!
سه تاری که هیچوقت
نواختنش را نیاموخته ای
بردار.
و شادمانه ترین ترانه ای را که شنیده ای، بنواز
تا نسیم امید را...
بر گونه هایت احساس کنی!
از عقیده ات
با تمام وجود دفاع کن.
چرا که "سکوت"
سرآغاز
کار برای
ویرانی
توست!!!
چکی به مبلغ
یک تماس 5دقیقه ای
برایت می فرستم
هرچند که امیدوارم نیستم
شماره تلفن دوست قدیمی ات را
به خاطر داشته باشی!!!
[+]
نوشته اي ازE30united در 4:7 بعد از ظهر چهارشنبه 23 آذر1384
|
|