
پيغام مدير : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید و منتظر نظرات شما جهت ارتقا سطح وبلاگ هستيم
با تشکر
:استعداد خاک گرفته
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
وبلاگم هم ورزشي و هم شخصي ، خلاصه همه چيز توش مينويسم.
دو تا همكار هم دارم یکیش دوست قدیمیم یکیش هم خواهرم
خوب تو فوتبال شديدا طرفدار منچستر و انگليس هستم
تيم شهرم هم فقط شاهين
كار مي كنم
دانشجوي كارشناسي حسابداري
ميگن كنار درس خوندن بايد كار كني اما من كنار كار كردن درس مي خونم كه خيلي ازش لطمه خوردم اما چيكار كنم ، كارم رو دوست دارم.
با تبادل لينك موافقم هركسي خواست بهم بگه.
سلام
آخه چه سلامی چه علیکی . من فقط دستم بهت برسه میزنم درب و داغونت می کنم. پسر ***** (سانسور شد) . یکی نیست به من بگه آخه پسر مگه مرض داری
مرض داشتم اساسی و بدجور. دیوونه شدم رفت. باید پول ماشین رو تا آخرش ازت بگیرم شانس آوردی که ماشین بیمه بدنه بود. هرچند خودم پشت فرمون بودم
جدا خودت خجالت نمیکشی من الآن بیام دم درتون روت میشه در رو باز کنی. البته با اون رویی که من ازت سراغ دارم آره بعدشم میگی بیا بریم یه دوری بزنیم!!
هرچی میگم بخند نمیخنده . انقدر گفتم که خودم گریه کردم. تو که می دیدی داریم میریم تو فلکه اونم با سرعت. مگه مرض داشتی چیزی نگفتی. آقا مثل کسایی که کشتی هاشون غرق شده نشسته رو صندلی نه یه کلام حرف میزنه نه چیزی میگه که چی؟؟ مثلا میخوای بگی ته افسردگی هستی؟ آره جون خودت . من که هرچی بهت میگم بنال نمیگی که . حتما باید با آقا کتابی حرف بزنیم تا حالیشون بشه . نیست که بچه ناف تهرانه واسه همینه!
ا ا ا ا ا ا . تو رو خدا می بینی. بگم خدا چیکار نکنه . ماشین داغون شد رفت . حیف اون کیسه هواهایی که باز شد سرت نخورد تو داشبورد . اگه خورده بود که لااقل دل منم یه ذره خنک می شد. تسلی خاطر می شد واسه من.
بیا حالا دیگه مامانم ماشین دستم نمیده و بابا هم که عمرا ماشینش رو بده به من. نامرد روزگار . شنیدم دیروز مرخص شدی و اومدی خونه؟؟
فکر کردی میام ملاقات.البته مجبورم بیام میخوام همه چیز رو به مامان بابات بگم تا دلم خنک شه
چیه؟؟ هان ؟؟ باشه . نترس نمیگم. شانس آوردی که اون یکی ماشین ۵۰٪ مقصر اعلام شد وگرنه ... . اااااااااا. اصلا قابل هضم نیست برام . من خودم به شخصه میام حالت رو می گیرم. تازه برام درس عبرتی شد که اگه دوستای آدم مریض باشن همون بهتر که بمیرن . اگه مثل تو باشه که واویلا فقط به نفع این صافکاریا میشه و یه پولی به جیب میزنن . گفتم تو مدیر وبلاگی ، بزرگترم هستی یه حالی بهت بدم نمی فهمیدم که ... .
عقده ای شده بودم. بیا می بینی تو ظهر گرما از خونه زدم بیرون تا بیام خودم رو اینجا خالی کنم و به همه بگم که قدر جنابعالی بچه خوبی هستی![]()
به گفته یکی از این بچه سوسولا
بابای![]()
[+]
نوشته اي ازفضول در 3:2 بعد از ظهر جمعه 28 تیر1387
|
|
سلام. بروبچ حالتون خوبه؟ چه خبر ؟ یه چند روز من نبودم واسه خودتون کلی حال میکردین. خیلی بی معرفتین به خدا یه نفرتون هم ازم سراغ نگرفت.
باشه اشکال نداره یکی طلب من
خوب جام ملت ها هم تموم شد. این اسپانیا هم بد نبود قهرمان شدا. بنده خداها هر تورنمنت با یه تیم خیلی خوب میان به زور تا ۸تیم میرسن بعدش فینیش !! امسال آلمان تیمی نبود مثل همیشه دوباره با خوش شانسی اومد تا بالا بالاها رسید . خوشم اومد حالشون گرفته شد. اسپانیا هم چون زبونش شبیه پرتغالیاست اشکال نداره قهرمانی مبارکشون یا مبارکمون چون میشن تیم دوم ما![]()
یه چند روز امتحانات بد جور فشار می آورد. یکیش مونده اونم ۱۸ تیر . بعدش راحت میشم آخیشش
. خوب دیروز بعد از چقدر رفتیم فوتسال. یه تیم اومده بود دیدم یکیش خیلی آشناست .اگه گفتین کی باهاشون بود : اسی
.گفتم دیگه گناه داره دلم به حالش سوخت رفتم خودم رو بهش معرفی کردم
بنده خدا بدجور مونده بود من کی هستم . تا رمز وبلاگ و بقیه چیزا رو بهش نگفتم مگه قبول رد. الآن میاد میگه نه من تو رو میشناختم و این حرفا . به هرحال برای اولین بار از نزدیک همدیگه رو زیارت کردیم. البته من عکساش رو دیده بودم . اما اون حتی یه بار هم من رو ندیده بود
آخه از همین عینکا میزنم . گیج بود میگفت من و تو که همدیگه رو نمیشناسیم چه جوری همکار شدیم؟؟
گیر داده بود چرا وبلاگ من رو انتخاب کردی و از این حرفا من که بهش نمیگم و نخواهم گفت خوب بابا خوشم اومده ازش چیکار کنم . البته اگه قبول کنه این حرفمو
خلاصه خیلی چیزی دیگه که نمیدونم چه جوری بگم . بیخیال نمیگم. یه چند نفر هم اومدن نظر دادن . سپیده و نرگس و اسماعیل و آیدین و نمیدونم چند تای دیگه خوشحال میشم بیشتر سر بزنن . اون دو تا آخری که از مشتریان هستن . مخصوصا آیدین جون دلم براش تنگیده
بذارین امتحانام تموم بشه میدونم چیکار کنم. ![]()
خوب خیلی حرفیدم برم یه کم تو نت بچرخم خیلی دلم تنگ شده بود . بابای
[+]
نوشته اي ازفضول در 3:20 بعد از ظهر سه شنبه 11 تیر1387
|
|
سلام
چه خبر؟؟ من که افتضاحم
آخه آلمان هم تیم بود اون داور نامرد هم که هربلایی خواست سرمون آورد. آخه خطا به اون تابلویی رو نگرفت . ا..ا..ا. داور ... .
بگم خدا چیکارش کنه. کریس هم که دیشب معلوم نبود چیکار می کرد. نانی کاش زودتر میومد. دروازه بانمون هم که دیگه ماشالله زد اساسی حالمون رو گرفت که بعضیا که تیمشون بالا نیومده بیان واسه ما دم در بیارن
. هنوز واسم هضم نشده . آلمان ما رو زده . گفتم تلافی باخت رده بندی جام جهانی رو ازشون می گیریم ولی زهی خیال باطل. دیگه حال نمیده بازی های یورو رو دنبال کنی کلی کیفیت بازی ها با حذف پرتغال میاد پایین. میگین نه نگاه کنین خودتون می بینین. فیلیپ هم که گذاشت رفت چلسی کاش لااقل تیم خوبی می رفت نه این چلسی که همشون مغرورن از بازیکناش گرفته تا اون آبراموویچ. خدا کنه هرکی میاد بتونه ما رو تو همین سطح نگه داره.
[+]
نوشته اي ازفضول در 7:50 بعد از ظهر جمعه 31 خرداد1387
|
|
خوب بروبکس من اولین پستم رو دارم میدم . یه کم خیلی زیاد استرس دارم.
می ترسم بزنم خراب کنم و اسمم بد در بره
. بیخیال . دیروز استقلالم قهرمان شد تا چشمای بعضیا در بیاد . این آرش هم خدا زیاد کنه تا گل رو زد من دو سه بار سکته ناقص رو زدم گل که شد سکته کامل شد آخه خداییش چی بود پگاه بره آسیا . خودمون باید می رفتیم که رفتیم هم . همین جا یه تبریک ویژه به همه آبی دلا میگم .
راستی بابای مجتبی جباری هم دیروز صبح قبل از بازی فوت کرده بود
. بمیرم برای مجتبی. طفلی بهش نگفته بودن تا قهرمانی رو واسه تیمش به ارمغان بیاره . دمش گرم بهترین بازیکنمون بود . گل زد پاس گل هم داد. اما باباش خدا رحمتش کنه.
امروز تو جام ملت های اروپا یکی از سه تیم ایتالیا ، فرانسه یا رومانی میره بالا و اون دو تا حذف میشن. حیف بود . ایتالیا و رومانی که واقعا حیفه اما فرانسه اصلا افتضاح بوده . هلند هم که فعلا با پرتغال شانس اول قهرمانی هستن. اما ترکیه رو دست کم نگیرین من ترکیه رو دوست دارم![]()
خوب منتظر آپ های بعدیم باشین. البته اگه اسماعیل من رو بن نکنه![]()
[+]
نوشته اي ازفضول در 5:14 بعد از ظهر سه شنبه 28 خرداد1387
|
|