
پيغام مدير : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید و منتظر نظرات شما جهت ارتقا سطح وبلاگ هستيم
با تشکر
:استعداد خاک گرفته
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
وبلاگم هم ورزشي و هم شخصي ، خلاصه همه چيز توش مينويسم.
دو تا همكار هم دارم یکیش دوست قدیمیم یکیش هم خواهرم
خوب تو فوتبال شديدا طرفدار منچستر و انگليس هستم
تيم شهرم هم فقط شاهين
كار مي كنم
دانشجوي كارشناسي حسابداري
ميگن كنار درس خوندن بايد كار كني اما من كنار كار كردن درس مي خونم كه خيلي ازش لطمه خوردم اما چيكار كنم ، كارم رو دوست دارم.
با تبادل لينك موافقم هركسي خواست بهم بگه.
what's dusty talent?
think about it
Do u know? I don't think so
Therefore never mind it
take it easy
bye my dears
[+]
نوشته اي ازE30united در 7:20 بعد از ظهر جمعه 16 فروردین1387
|
|
بذارين اول يه چيزي رو بگم ، اين همه نزنين تو سرم. هي ميگين تو كه اين همه ميگي بيا سايت منچستر خودت كجايي؟؟ كوشي. اسمت رو نديديم. بابا من همون e30united هستم دیگه. اين اسم رو هر جا ديدين خودمم. البته هنوز زير قانون كپي رايت نرفته
اما خدا بخواد ميره
اين لقبي هست كه من ۵ ساله دارم ازش استفاده مي كنم.
یه خبر خنده دار هم بهتون بگم.
من تو فروم میلان به عنوان کاربر هفته انتخاب شدم!!!!
یه منچستری تو فروم میلان به عنوان کاربر هفته انتخاب شد. ( من از میلان خوشم نمیاد میشه گفت متنفرم - تقصیر یکی از بچه هاست.) اما با بچه هاش حال می کنم. از اینم گذشتیم.
خوب چه خبر؟ خوبين؟ خوشين؟ سلامتين؟ (چقدر از اين احوال پرسي هاي روتين بدم مياد
)
اول از همه بازي رو ديدين؟؟؟ بازي منچستر رو نميگما. همين دربي محلات خودمون رو ميگم. استقلال و پرسپوليس. من كه همش داشتم چرت مي زدم. فكر كنم ضرر هم نكردم. يه خبر هم ترجمه كردم گذاشتم رو سايت. خلاصه بازي ۱-۱ شد. همين و بس تموم شد رفت پي كارش.
بريم سر باي هاي منچستر خودمون.
اول بازي شنبه جلو آستون ويلا. ۴تا گل ناز زديم بهشون كه رفتن . رونالدو و توز هركدوم يكي ، روني هم دو تا گل زد. روني بعد از مدت ها گل زد. دمش گرم. كريس نقش محوري تو هر ۴گل منچستر داشت. گل با حالي هم زد. بگذريم. عادي شده واسمون![]()
خوب بازي بعدي هم كه تو جام باشگاه ها بود با رم. نمي دونم چرا اين همه دلشون خوشه. آخه دلتون رو به چي خوش كردين؟؟ من اگه بفهمم خيلي خوب ميشه. پارسال ۷تا خوردين كافي نبود . دوباره هم گل مي خواين. باشه ، چون اصرار دارين بياين تئاتر روياها يه چند تا بهتون هديه مي ديم . همين جوري . دوباره كريس گل زد. اما بعد از گل افتاد رو زمين .نفس تنگي گرفته بود. من كاملا دركش كردم كه چي مي كشه. آخه خودم تا دلتون بخواد از اين بلاها سرم اومده. حالا كريس به آدم خورد . من به تيربرق!!!
ويديچ هم كه مصدوم شد. اما اشكال نداره چون واسه بازي هاي حساسمون ميرسه. فقط به بازي با آرسنال نمي رسه كه بچه ها اي شالله جاش رو پر مي كنن. نيمه دوم هم كه چند تا شانس ما آورديم ، چند تا هم رمي ها . مخصوصا شوت هاي كريس كه به تير خوردن. آخر سر هم روني اونقدر جلو دروازه رمي ها رفت و اومد تا يه گل زد. دمش جيززززز
(ااا عجب تيكه باحاليه كه دخترا استفاده مي كنن). خوب بازي رو ۲-۰ برديم. خيالمون تا حدودي راحت شد. اين از بازي هاي منچستر
بريم سر تعطيلات:
تعطيلات هم كه تموم شد. از بس تو خونه بيكار بودين كف كردين!!!! مگه دروغ ميگم؟؟؟ خوب بگذريم تا نزدين تو سرم
جاتون خالي كل استانمون رو گشتيم. از شرق تا غرب دور در دست نرون به زور؟؟(هان؟ چه آشنا بود.
آها تو قطار ابدي اه اه چقدرم ازش بدم مي اومد
). انصافا جاهايي رفتيم كه تا حالا رفته بوديم؟!!!
ديدين چي شد . ديوونه شدم رفت. مخم تاب برداشته. اشكال نداره از پيري نه از يه چيزه ديگه فكر كنم باشه. آره فهميدم از چيه. اصرار نكنين بهتون نميگم....
باشه بابا نزن ميگم. خوب بابام وبلاگم رو خونده![]()
![]()
فهميدين حالا. بهم گفت اراجيف توش زياده
راست ميگه . خوب چيكار كنم مگه تقصير منه؟؟؟ خوب اتفاقاتي هست كه برام ميفته. گیر نداد. آخه کمی تا قسمتی ابری بهم اعتماد داره.![]()
خوب ما كه همش تو راه بوديم. هرجا ميرسيديم زود حركت مي كرديم. نيست استانمون خيلي بزرگه . واسه همين مجبور بوديم. شوخي كردم. دو روز استان گردی کردیم. یه نیم روز هم کمی استان گردی . چون خودمون تنها رفتيم هرجا ميديديم سعي مي كرديم يه ترمز بزنيم. تنهايي اينش خوبه. اما وقتي چند ماشيني باشه نميشه همه جا وايسي. اما حالش بيشتره. مسخره بازي و از اين حرفا. يه جايي بود آبشار فارياب پيشنهاد مي كنم نرين. از جاده چالوس هم بدتره. يه جاش بود جاده رو هفت ۷ تصور كنين. من از اين سر جاده پام رو گذاشتم رو گاز دل همه ريخت پايين رسيديم به پايين جاده موقع بالا اومدن چون سرعتم بالا بود دل همه دوباره ريخت به هم (اومد بالا
). دقيقا مثل آسانسور. چنان جیغ هایی تو ماشین کشیده شد که دل خودم هم ریخت پایین همه ترسیدن ، خودم بیشتر از همه
یکی نیست بگه بچه مگه مرض داری
. پيشنهاد مي كنم كه اگه جاده اين جوري ديدن امتحان كنين . تو راه شمال زياد هست مخصوصا طرف جاده انزلي به طرف آستارا و اردبيل. حال ميده . اما حواستون باشه زياده روي نكنين.
خوب چرت و پرت هام داره زياد ميشه برم.
[+]
نوشته اي ازE30united در 5:45 بعد از ظهر پنجشنبه 15 فروردین1387
|
|
سلام. به گفته ی یکی از خواهرام دخمل ها و آقا پتل ها خوبین
چه خبر؟ دیشب بازی رو دیدن؟ ندیدین. پس واقعا براتون متاسفم.اگه دیدن که هیچ خوش به حالتون. منم دیدم. این همه نگین چرا آپ نمی کنی. خوب بابا نمیرسم. همش گرفتار سایت شدم. بچه ها الآن نیستن من باید جورشون رو بکشم. دیشب به زور آپ کردم گذاشتم رو سایت یکی اومده بهم میگه چرا گل ها رو نذاشتی ؟؟؟ هان؟؟ مثل طلب کارا ها
خوب بابا من همش گرفتار نوشتن مطلب بودم نمیتونستم که ... .
بگذریم . لیورپولی ها رو سوزوندیم
. هر کسی از راه میرسید یه گل می تونست بزنه . حیف شد که رونی گل نزد. ۳-۰ این رو به یکی از لیورپولی ها گفتم قبل از بازی البته به صورت شوخی . چون فکرشم نمیتونستم بکنم که ۳-۰ ببریم. نانی رو دیدین . رونی که محشر بود. اسکولز هم وسط زمین رو گرفته بود به هیچ کس اجازه نفس کشیدن رو نمی داد. دمش گرم. کلی فیض بردیم.
دیروز عصر خیر سرمون اومدیم بریم بیرون شهر یه کم در مراتع خوش باشیم. تو جاده یه تریلی حدود ۱ کیلومتر جلوترم بود . ۲تا ماشین هم کنارش. یهو دیدم تریلی زد کنار . هرچی هم نگاه می کردم اثری از ماشین ها نبود. رسیدیم. دیدیم بله پژو به پراید زده هر جفتشون از جاده پرت شدن پایین. نمیدونم چیزیشون شده بود یا نه. من از این صحنه ها خوشم نمیاد واسه همین رفتم. البته مردم همه ایستادن.
عید امسال هم که اصلا حال نمیده. انگار نه انگار که عید شده. اصلا حال درست و حسابی ندارم. آروم شدم. خیلی آروم تر از اون چیزی که بودم. معمولا تو ماشین که می نشستم غر غر میزدن که این طوری برو اون طوری نرو. منم اعصابم به هم می ریخت و ...
. اما امسال هرچی مگن میگم چشم. یه جور بهم نگاه می کنن که نگو. جاش بابام بداخلاق شده. منم مسخره اش می کنم میگم سال آخر کار کردنته استرس داریا
.
شب دوم عید هم با سانتافه و کمری دو تا از بچه ها رفتیم کلی واسه مهمون نوروزی ها کلاس گذاشتیم. البته اونقدر مسخره بازی در آوردیم که حد نداشت. طبق معمول همیشه هم جناب نیروی انتظامی البته یه مامور باحالش اومد گفت بچه ها ماشین داره میاد و خودتون رو جمع و جور کنین. دمش گرم. نمردیم و یه مامور باحال هم دیدم. البته طبق آخرین اطلاعات رسیده طرف آشنا بوده.
روز قبلش هم یکی از بچه ها یه بنز آورده بود. دادش دست من آخه اراذل هیچ کدومشون گواهینامه ندارن. ماشین باحالیه اما هیچ کدومشون به پای پراید خودمون نمیرسن. اگه بابا م بفهمه که من همچین دوستای پولداری دارم . یعنی میدونه ها اما نمیدونه که این قدر وضعشون توپه . میده گردنم رو بزنن. آخه میگه با هم طبقه خودت بگرد. راست میگه. منم کای بهشون ندارما
اونا ول کن نیستن
نه این که پسر خوبی هستم واسه همینه.
امروز هم که اولین روز کاری ۸۷ بود. خوابم گرفت. با یکی از دوستام قبل از ظهر رفتیم بانک. به قول هادی نجاتی دختره بد نگاه می کرد. منم که بچه نجیبی بودم و هستم و خواهم بود چنان چشمکی بهش زدم که قند تو دلش آب شد. یه کم این طرف اون طرف کرد. رفت بیرون. کارمون رو زود انجام دادیم رفتیم .دیدیم بنده خدا منتظر ما ایستاده البته اونم با دوستش بود. خوب سلام کردیم و ... . آخر سر هم چنان تو ذهنی به بنده خدا زدم که خودم براش گریه کردم. باور کنین نمی خواستم این جوری شه. به من چه بابا . من اصولا حال می کنم دخترا رو ضایع کنم . البته از این نوعش و گرنه همشون رو نه.
پر رو دراومده میگه باهم دوست بشیم. خوب بشو به من چه . البته دوستم که ول کن نبود گفت تو نشی من میشم گفتم بفرما. ... . خوب مطالب یه کم سانسور کنم.
تو راه اومدن خونه که دیگه ... . کلی واسه خودمون خندیدیم. مهمون نورزوی ها هم همچین نگاه می کردن انگار تا حالا بوشهری ندیدن
خیابون هایی که رو به دریا هستن رو که کامل در اشغال مهمان های مسلح نوروزی هست. آخه بوشهر تا حالا ترافیک نداشته که. مهمونا اومدن باعث ترافیک شدن. چه کار بدی می کنن. از اصفهان و شیراز و تهران و اراک خیلی مسافر اومده. بقیه ی شهرها هم اومدن ولی به پای این ۴تا شهر نمی رسن. مخصوصا شیراز.
خوب کلی مطلب دیگه هم داشتم که حال نوشتنش رو نداشتم. ایشالله تو آپ بعدی کامل تر توضیح میدم چه خبر بوده.
خوب سرتون رو بیشتر درد نیارم. از تعطیلاتتون نهایت استفاده رو ببرین که چند روز دیگه درس خوندن راه میفته.![]()
[+]
نوشته اي ازE30united در 1:20 بعد از ظهر دوشنبه 5 فروردین1387
|
|