تبليغاتX
استعداد خاک گرفته
تصـــــــوير اتفاقي
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید و منتظر نظرات شما جهت ارتقا سطح وبلاگ هستيم

با تشکر   

لينك دوستان
ارتباط آنلاين با مدير
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

بايگاني
طراح قالب
پیش به سوی قهرمانی

سلام. چه خبرا؟؟؟؟ حال می کنین با بردهای منچستر یا نه خداییش حق خودمونه که قهرمان بشیم. آخه آرسنال چیه که بخواد یه هفته دیگه صدرنشین باشه. اما فعلا مثل این که زورش به ما میرسه ما هم نمی تونیم کاری کنیم و واسه خودش تو صدر جدول مونده. اما کم کم میاریمش پایینخودمون میریم صدر جدول.

خوب ثانیه ها ، دقیقه ها ، ساعت ها ، روزها و هفته های خدا داره سپری میشه به یه چشم به هم زدن. هرکاری می کنم که بتونم تو این چند روز باقیمونده از امسال کارهام رو انجام بدم نمیرسم که نمیرسم. همش تقصیر خودمه . همه کارهام رو گذاشتم واسه آخر سال اینم نتیجه اش . به هیچ کدومش کامل نمی رسم. بگذریم.هفته قبل عجب هفته ای بود. نتونستم از اربعین امسال خیلی استفاده کنم. نه مسجدی نه سینه ای هیچی به هیچی.خدایا چرا به هیچ کاریم نمی رسم. جمعه که اصلا حال نداد هیچ کاری نمیشد کرد. فقط خوابیدم تا ۱۱بعدشم اومدم تو این نت خراب شده که هیچ جذابیتی نداره . فقط واسه وقت حروم کردن حرف نداره تازه اونم دیگه نمیشه . وقتم هم نمیگذرونه.

این هفته یه نمه خوب بود چون منچستر اول هفته بازی داشت. بازیش هم برد. ۳-۰. عجب بازی باحالی بود. کلی حال داد. خود بازی نه ها. نتیجه بازی. آخه حوصله نگاه کردن بازی هم نداشتم فقط میديدم که بازی داره پخش میشه. اصلا حواسم به بازی نبود. همش فکر کارای انجام نداده ام هستم.

از هفته پیش تا حالا فقط دیروزش بهم کلی حال داده. اونم به خاطر این بود که مامانم به زور بردم دکتر واسه پوستم. چنان نگاهی به من انداخت و شروع کرد چرت و پرت گفتن که نباید تو آفتاب بری و از این حرفا. خوب من که فقط می خندیدم آخه داشت چرت می گفت آخه مگه میشه آدم تو آفتاب نره. خوب مرد حسابی اگه بخوام از خونه برم بیرون حتما آفتاب بهم می خوره. گفت پوستت از سرما و گرما هم زمان سوختههرچی فکر کردم دیدم نه مخ جناب دکتر یه کم تعطیله . ولی چند تا سوال کرد کفم برید فهمیدم نه مثل این که یه چیزی بلده یادتونه چند وقت پیش رفتم مانوور که . من یه شب تا صبح بالا سر بچه ها بودم از سرما یخ زدم. فرداش هم کامل تو آفتاب بودیم. اینجا بود که حرفای دکتر واسم معنی شد. راست می گفت چون من بعد از رفتن مانوور رنگ پوستم عوض شد. خلاصه چند تا کرم ضد آفتاب نوشت و بهم داد. چه حالی میده. مثل دخترا کرم بمالی به دست و صورتت دیشب هم یکی از بچه ها از دانشگاه برگشت بوشهر. دانشگاه انزلی قبول شده. وای نمیدونین چه هلویی شده( از دید مثبت بخونین - منفی بازی هم نکنین). سفید سفید. بچه ها بهش می گفتن از منم سفیدتر شده. راست میگفتن نمیدونم چیکار کرده بود. حسابی سفید شده بود. البته حسابی نه ها اما خیلی تغییر کرده بود به نسبت قبل از این که بره دانشگاه.

[+] نوشته اي ازE30united در 2:58 بعد از ظهر دوشنبه 13 اسفند1386 | |

این هفته چه خبر بود؟؟؟؟؟

بازم سلام به دوستای گلم

امیدوارم حال همتون خوب باشه

خوب این هفته با خوبی هرچه تموم تر شروع شد و با بدی هرچه تموم تر هم پرونده ش بسته شد

 خوب هفته با برد منچستر بر  آرسنال شروع شد. حسابی فیض بردم. آخه تازگی ها ادعای قهرمانی تو جام باشگاه ها هم به سرشون زده بود. بنده خداها نتونستن ببینن که جلو ما خیلی ریز هستن رفتن تو فرومشون گفتن که زمین الدترافورد خراب بوده. آخی بمیرم براشون باید دل بچه ها خوش باشه دیگه. اشکال نداره بذار بگن. خوب بازی با ۴ گل به سود منچستر تموم شد. گل ها رو هم که رونی ، نانی هرکدوم یه بار و فلچر هم ۲بار گل زد. تازه توز و کریس و اسکولز هم بازی نکردن و چند تا گل ۱۰۰٪ هم بچه ها نزدن وگرنه رکورد ۶-۱ قبلی شکسته می شد. ونگر آخر بازی که عجب قیافه ی قشنگی داشت. الکس جون هم که شکل آدامس شد از بس آدمس جوید (از خوشحالی آدامس قورت می داد). خوب یه حال بدم هرکسی دوست داشته باشه گل ها رو دانلود کنه. البته اگه تا آلان دانلود نکرده باشه.

گل ها :

۱-۰  :  لینک مستقیم : رونی 1-0               لینک کمکی :   رونی 1-0

۲-۰  :  لینک مستقیم : فلچر 2-0               لینک کمکی  :   فلچر 2-0 

۳-۰  :  لینک مستقیم : نانی 3-0               لینک کمکی  :  نانی 3-0  

۴-۰  : فلچر 4-0

از ۲شنبه تا ۳شنبه هم که هرکس می دیدم می گفت چقدر سیاه شدیاینقدر حال میده بهت بگن سیاه شدی حس می کنی تازه شدی مثل بوشهریا. خوب به من چه که بین همه دوستام من سفیدم. بقیه هم ( اقوام - مشتریا و ... ) همه همین که بحثاشون تموم شه گیر میدن به من . خوب چرا این همه تو آفتاب میری که سیاه بشیبه شما چه دلم می خواد. اصلا چیه آدم سفید باشه مگه نمی بینین که دارن خودشون رو برنزه و سبزه می کنن من دوست دارم سیاه بشم. اصلا حساسیت پیدا کردم  که بهم بگن تو آفتاب نرو که سیاه میشی . خوب چیکار کنم بشینم تو خونه سر کارم نرم حالا سر کار نه نرم از خونه بیرون که چی بشه سفید بمونم. خدا رو شکر یکم سیاه شدم اما میدونم اگه ۲روز برم یه شهر دیگه سفید میشم من دوست ندارم بیخیال.

چهارشنبه هم که دیگه نهایت نامردی بود. من رفتم ADSL گرفتم که از شر غر زدن های بابا مامانم راحت بشم دیدم تلفن یه طرفه شده(به دلیل بدهی). بهشون میگن خوب برین پرداخت کنین دیگه میدونین چی گفتن. گفتن ما که از تلفن استفاده نمی کنیم. همش تو استفاده می کنی آخه آدم این همه بدبخت باشه که تو خونه هم بهش زور بگن. گشتم دنبال قبض که برم پرداخت کنم تا تلفن رو قطع نکردن. دیدم پست قبض رو هم نیاورده. رفتم المثنی گرفتم و پرداخت کردم. تازه بابام زنگ زد بی زحمت قبض موبایل من و خواهرت هم پرداخت کن و گرنه بیخیال اینترنت. این دیگه ... . ای خدااااااااااااااااااااا شکرت.

خوب بعدش طبق معمول هفته سپری شد با زندگی روز مره و تموم فراز و نشیب های همیشگیش. هفته سخت و سنگینی بود. بعد از مدت ها هم که جام باشگا ها شروع شد. بازی این مرحله مون با لیون بود. من که بازی رو ندیدم چون خیلی خسته بودم. فقط هایلایت بازی رو دیدم که نشون می داد لیونی ها خیلی بهتر از اول فصلشون شدن. بنزما هم که داره تبدیل میشه به یه مهاجم ۶دانگ. همه ضربه هاش خطرناک هستن. خداییش گلش حرف نداشت . بین اون همه دفاع چطور ضربه ش رو گل کرد من که هنوز موندم. آخر سر هم اونقدر فشار آوردیم تا دقیقه ۸۷ که توز سانتر برگشتی نانی رو با تمام قدرت وارد دروازه لیون کرد. حسابی حال کردم. تموم عقده های من رو خالی کرد دمش گرم. مساوی هم خوبه لااقلش اینه که از باخت خیلی بهتره. تازه یه گل هم تو خونه حریف زدیم. که خیلی کارمون رو راحت تر می کنه. یه مساوی ۰-۰ هم بگیریم صعود می کنیم. که ان شاالله همین طور هم میشه.

خوب اینم گل های بازی با لیون

۱-۰  :  بنزما 1-0

۱-۱  :  توز 1-1

راستی من و دوستانم تو فروم منچستر بعد از هر بازی گل ها رو می ذاریم واسه دانلود هرکسی دوست داشت سریع تر گل ها رو ببینه می تونه از اونجا گل ها رو دانلود کنه.

خوب دیروز هم که با اراذل یه سر زدیم چاهکوتاه (پارک جنگلی ۳۰کیلومتری بوشهر) رفتیم . اما اون قدر بی جنبه بازی در آوردن که نگو. چند تا آدم ناجور هم باهامون بود. همشون واقعا اراذل شده بودن. اصلا فکرشم نمی تونستم بکنم که سیگار و قلیون بکشن همشون حال می کردن . مشخص بود من تموم این مدت خواب بودم که درست نشناخته بودمشون. می دونین چی می گفتن. واسه مسخره بازی می کشیم. آخه مگه مرض دارین. حتی واسه مسخره بازی هم ... . حالا این به کنار چون مثل این که من حریفشون نبودم. حالا هردختری که رد می شد دیگه تموم بود یه چیزی می پروندن ببخشیدا دخترا هم بدشون نمی اومد جواب می دادن و ... . الگانس ها هم که همش دور و برمون چرخ میزدن . اصلا معلوم بود که اراذل هستیم.در کل به غیر همون دود بازی صبحشون که از اومدن باهاشون پشیمون شدم چیز خاصی ازشون ندیدم. بعدش دیگه خوردنی و ناهار هم که خدا بده برکت همه چیز خوردیم. خلاصه مسخره بازی زیاد بود. نمیشه همش رو براتون بگم که آخه ...

خوب عصر هم برگشتیم خونه . زود آماده شدیم بریم سالن. آخه تو جام دهه فجر مرحله  ۴/۱ بازی داشتیم. نیمه اول رو ۳-۰ بردیم. نیمه دوم هم تا ۴ دقه آخر جلو بودیم. که بچه ها بازی رو ول کردن تو ۳دقه آخر ۳ تا گل خوردیم. بازی مساوی شد. تو وقت اضافه هم یکی دیگه خوردیم بازی ۴-۱ برده رو با باخت ۵-۴ عوض کردیم. اعصاب همه به هم ریخته بود. به زور جمعشون کردم گفتم اشکال نداره اما تقصیر خودتون بود. اما همشون گفتن تقصیر تو بوده. به من چه آخه . من که اصلا داخل نرفته بودم که بخوام خراب کنم. گفتن اگه داخل میومدی که این جوری نمیشد. خوب این رو یه کم حق دارن. آخه من از ماه رمضون تا حالا تمرینات رو ول کرده بودم واسه همین ۱۰ تا ۱۵ کیلو اضافه وزن پیدا کردم. خوب من چه کنم. وقت نداشتم برم بدوم که بخوام لاغر شم (خودمم ناراحتم) آخه ما دو تا نفر آخر بیشتر نداریم که بتونن عقب وایسه. یکی کاپیتانمون یکی هم خودم . که کاپیتانمون دماغش شکسته بود نتونست خیلی بازی کنه و منم خودم داخل نرفتم آخه خودم می دونستم چه خبره اگه بخوام برم داخل مخصوصا با اون چیزایی که ناهار خورده بودم. آخر  سر هم یکی از بازیکنامون اخراج شد ۴ نفره تا آخر بازی کرده بودیم. خلاصه هرچی کاسه و کوزه بود سر من شکسته شد. باید از امشب برم دوبازه بدوم. 

خوب حوصلم نیست برم یه پست بدم. همین جا میگم. نیوکاسل رو له کردیم. اونم با یه برد خفن. ۲تا گل رونی زد . یکی روی سانتر کریس یکی هم ضربه از پشت محوطه جریمه. دو تاکریس که بعد از مدت ها تونست گل بزنه. یکی هم ساها که خیلی وقت بود گل نزده بود. بنده خداها کلاغ ها گناه داشتن هرچی میزدن که کمتر گل بخورن نمی شد. یه گل هم زدن که اونم بچه ها آوانس دادن که لااقل یه گل بزنن دلشون نشکنه. خلاصه ۵-۱ بردیم و اون آرسنال هم جلو بیرمنگهام مساوی کرد تا فاصلمون ۳به  امتیاز برسه. اگه وقت کردم و حوصلم شد گل ها رو بعدا می ذارم.

وای حالا دیدم چقدر نوشتم. ببخشید.

[+] نوشته اي ازE30united در 2:44 بعد از ظهر شنبه 4 اسفند1386 | |

مطالب قبلي