
پيغام مدير : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید و منتظر نظرات شما جهت ارتقا سطح وبلاگ هستيم
با تشکر
:استعداد خاک گرفته
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
وبلاگم هم ورزشي و هم شخصي ، خلاصه همه چيز توش مينويسم.
دو تا همكار هم دارم یکیش دوست قدیمیم یکیش هم خواهرم
خوب تو فوتبال شديدا طرفدار منچستر و انگليس هستم
تيم شهرم هم فقط شاهين
كار مي كنم
دانشجوي كارشناسي حسابداري
ميگن كنار درس خوندن بايد كار كني اما من كنار كار كردن درس مي خونم كه خيلي ازش لطمه خوردم اما چيكار كنم ، كارم رو دوست دارم.
با تبادل لينك موافقم هركسي خواست بهم بگه.
سلام دوستان عزیزم
میخوام یه پست بدم شاید به مذاق خیلی هاتون خوش نیاد. پس هرکسی حوصله خوندن این پست رو نداره همین حالا از خیر خوندنش بگذره. پستم درباره دخترا و پسراست پس به هر دو جنس مربوطه.
به نظرم یا باید من برم بمیرم یا اونایی که همچنین پیشنهادهایی میدن. آخه من مگه چه کارم؟
آخه تو این دو هفته یه اتفاق هایی رو دارم میبینم که از خودم بدم اومده. مگه من چطور رفتار کردم که هر کسی از راه میرسه یه نظر دربارم میده. اون از دوستام اون از دوستاشون(gf) اونم از باقی آدما. آخه خواهر من ، من اگه با شما حرف زدم فقط به خاطر این بود که خیلی اصرار کردین که کمکتون کنم وگرنه من خودم اونقدر سرم شلوغه که حتی نمیتونم به سر و وضعم برسم. آخه با چه رویی رفتی به همه گفتی من از شما خوشم اومده.
من غلط کنم . تقصیر من بود که بهت رو دادم. آخه بابا با چه رویی رفتی از خودت دروغ در آوردی که ما با هم ۳ ساله دوستیم. لااقل یه هماهنگی میکردی که این جور ضایع نشی. آخه مثلا ما دو تا چه وجه اشتراکی با هم داریم؟ شما که ۶ سال از من کوچیکترین . خوب بابا این یعنی زمانی که ما با هم دوست شدیم من ۱۸ سالم بوده شما هم ۱۲ سال. آخه خودت بگو چه جوریه این مسئله. شما که شیراز هستیم منم بوشهر هستم خوب مثلا چه جوریه؟ اصلا هموون تقصیر خودم بود که شماره موبایلم مثل ۱۱۸ تو زبون همه میچرخه که هرکسی از راه میرسه یه حرفی واسه خودش میزنه. همه میدونن که اگه بخوان من رو وارد این بازی مذخرف کنن چنان بلایی سرشون میارم که نگو نپرس. نمونش یکی از دوستامه. میخواست به حساب من رو وارد بازی کنه که بین خودش و دوستش به راحتی آب خوردن دعوا انداختم . اونایی که باهام رفیق فابریکن این قضیه رو میدونن . همه رفیقام میدونن که اگه من اهل این برنامه ها بودم تا حالا ... . بله موقعیتم از خیلی هاشون بهتره ولی خودم جلو نرفتم چرا؟ به خاطر این که به یه چیزایی اعتقاد دارم. آره حتما با خودتون میگین این چه اعتقادیه که با دخترا حرف میزنی. آره من با خیلی از دخترا حرف زدم ولی در حد سوال جواب نه بیشتر. بذارین با همتون رو راست باشم. جز یکی از رابطه هام . که اونم خیلی زود در عرض ۲روز جوابم رو گرفتم .بهش گفتم میخوام باهات بمونم یه جواب بهم داد که هنوز که هنوزه جوابش برام قابل هضم نبوده میدونین تو جوابم چی گفت؟ گفت شاید من امروز از شما خوشم بیاد فردا از یکی دیگه. بعد اون ماجرا برای همیشه از همچنین رابطه هایی متنفر شدم. متنفر به خاطر این که دارم با چشم خودم میبینم که دوستام هر روز با یکی هستن . و همچنین دوستاشون هم مثل خودشون هستن. مگه آدم مده که هر روز میخوای با یه مدی بگردی. خوب اگه همدیگه رو میخواین خوب بمونین ولی آخه چرا این همه شورش رو در آوردین که هر روز دوستاتون رو عوض میکنین. یعنی دیشب جلو چشم خودم یکی با دوستش دعوا کرد ۱۰ دقیقه بعد رفت با یکی دیگه دوست شد.
حالم داشت به هم میخورد. از خودم که چرا اینجوری هستیم . به یکیشون گفتم چرا این جوری هستین شما ؟ میدونین چی جوابم رو داد؟ گفت من دنبال نو آوری هستم
خوب آخه آدم به همچنین کسانی چی میتونه بگه یعنی چی میتونه بگه. اونقدر از این روابط مذخرف بدم اومده که حد نداره. بعدش یه بنده خدایی تصمیم گرفته که بیاد با زندگیه من بازی کنه. اما کور خوندی عزیزم من این کاره نیستم خدا رو شکر اونقدر هم همه اطرافیانم بهم اعتماد دارن و پروندم پاکه که نمیتونی همچنین وصله هایی رو بهم بچسبونی. همین جا بگم این یکی رو دیگه باید بیخیال شی چون تیرت به هدف نمیخوره و نخواهد خورد.
[+]
نوشته اي ازE30united در 5:24 بعد از ظهر چهارشنبه 30 آبان1386
|
|
سلام. خوبین دوستان؟ چه خبر؟ من تو این هفته خدا رو شکر سرحالم. تا حالا همه چیز خوب پیش رفته بود ولی تو ۲روز گذشته یه اتفاق هایی واسه دوستم پیش اومد که من رو ناراحت کرد. خوب این هفته به هفته قبل در.
جاتون خالی نصیب هیچکدومتون نشه دیشب با بروبچ کنار دریا نشسته بودیم یکی از دوستام گفت میره خوردنی بخره و بیاد . رفت دور زد وقتی دقیقا روبروی ما رسید یه کامیون اومد داخل خیابون جلو راهش رو گرفت
اونم نتونست ماشین رو کنترل کنه و ماشینش چپ شد.
بدو بدو رفتیم خدا رو شکر خودش هیچ چیزش نشده بود فقط ماشینش درب و داغون شد. فدای سرش . خلاصه تا ۱۱ گرفتار کاراش بودیم. آخه تقصیر خودش بود کی آخه تو جای به این شلوغی ۹۰ تا سرعت میره. همش غصه ماشین رو میخورد. منم گفتم بابا خدا رو شکر خودت سالمی که ماشین بره یا آدم. خلاصه به یه زور قضیه رو سرش بهم اوردیم . اما انصافا حالمون گرفته شد. اما من خوشحالم که خودش چیزیش نشد.
بعدش چی میخواستم بگم. آها یادم اومد . یه سری از دوستان بهم گیر دادن میگن عکس خودت ، ماشینت و شهرت رو بذار تو وبلاگت. حالا عکس شهرم یه چیزی عکس خودم و ماشین رو میخواین چیکار؟ بابا من ترسناکم یهو وحشت می کنینا
. حالا یه فکری می کنم ببینم چی بشه. باشه عکس بوشهر رو براتون میذارم ولی خودم رو نمیدونم سعی می کنم.
[+]
نوشته اي ازE30united در 2:11 بعد از ظهر سه شنبه 29 آبان1386
|
|
اگه آلوده عشقم اگه مثل مردمم من
بگو از روی محبت بگو عشقه چندمم من
دردمو به تو نگفتم هی توی خودم شکستم
واسه تو زندگی ساختم با همین دستای خستم
من نذاشتم که تو بفهمی دلم گرفته خیلی
واسه دیدن عشقم تو ستاره سهیلی
من نخواستم که تو بدونی دمای قلبم
واسه داشتنت عزیزم چه شب ها که گریه کردم
تو میری از کنار از صحنه روزگار من
دیگه تو رو نمیبینم تو میشی بیخیال من
بهم میریزه دوباره بی تو آرامش دلم
وقتی نباشی کسی نیست مواظب دلم باشه
قصه مون رو تموم نکن قصه آرزو نکن
دوست دارم آره دارم پس ذهنمو حروم نکن
تو چشات نگاه نکردم از چشام فقط تو رو میخواستم
نفهمید چه حالی دارم دل به امید تو بستم
دل من فقط تو رو خواست تو شدی همه کس من
دست رد زدی به قلبم عشق تو شد قفس من
دردمو به تو نگفتم هی توی خودم شکستم
واسه تو زندگی ساختم با همین دستای خستم
حالا چشمامو میبندم توی خواب تو رو میبینم
میبینم قلبی ندارم وقتی پیش تو میشینم
[+]
نوشته اي ازE30united در 3:55 بعد از ظهر دوشنبه 28 آبان1386
|
|
قسم به عشقمون قسم همش واست دلواپسم
قرار نبود اين جوري شه يهو بشي همه كسم
راستي چي شد؟ چه جوري شد؟ اين جوري عاشقت شدم
شايد ميگم تقصير توست تا كم شه از جرم خودم
به ملاقات آمدم ببين كه دل سپرده داري
چگونه از احساس عشق شدي فراري؟
نگاهم كن دلم را عاشقانه هديه كردم
تو دريا باش و من جويبار عشق و در تو جاري
من از پروانه بودن ها من از ديوانه بودن ها
من از بازي يك شعله سوزنده كه آتش زده بر دامان پروانه
نمي ترسم
من از هيچ بودن ها از عشق نداشتن ها
از بي كسي و خلوت انسان ها
مي ترسم
راستي چي شد؟ چه جوري شد؟
اين جوري عاشقت شدم
شايد ميگم تقصير توست تا كم شه از جرم خودم
من از عمر رفاقت ها
من از لطف صداقت ها
من از بازي نور در سينه بي قلب ظلمت ها
نمي ترسم
من از حرف جدايي ها
برگ آشنايي ها
من از ميلاد تلخ بي وفايي ها
مي ترسم
راستي چي شد؟ چه جوري شد؟
اين جوري عاشقت شدم
شايد ميگم تقصير توست تا كم شه از جرم خودم
[+]
نوشته اي ازE30united در 8:44 بعد از ظهر یکشنبه 27 آبان1386
|
|
یه نگاه بنداز عزیزم ، میخوام بگم دوست دارم
هنوز میدونی که دوست دارم ، به من بگو عزیزم ناز چشماتو بیام چند بخرم
میدونی این بار اگه بخوای بگی منو دوست نداری
میمیرم ، آخه دیوونه میشم ، اگه بخوای منو تنهام بذاری
بذار دلمو بدم و برم و بخونم اینو با تو
برم و به همه بگم و بدونی کسی خاطر تو رو نمیخواد به جز من
اگه نه بگی مجبورم تو رو بدزدم
هی تو بدونی که ، حیف من و تو که باید عین دو تا ستاره بین همه بتابیم
هی به من نگو که قید منو زدی تو ، دیگه نمیبینی کسی عین منو
آره عزیزم من تو رو میخوامو ، آره هر جا که بری دنبالت میامو
من دوست دارم
از دست این خوشکل من ، یه خواب خوش ندارم
نکنه فردا جلو ، نگاهش کم بیارم
عاشق میشم با یک نگاه ، میلرزه دست و دلم
نترس تا وقتی منو داری ، با من بمون خوشکلم
تو بدون اینو که
اگه هنوزم تو پایی ، بیا جلو بدونی که ، عروسک مایی
حالا که مال منی بیا جلو ، زود باش سریع ، تا ببینم من اون صورت دوست داشتنیتو
دیگه طرف کسی دیگه تو نری که فریبه ، نکنه یهو تو دلتو ببازی سریع به غریبه
بذار لجبازی ها رو واسه کسه دیگه ، اخم و تخم بسه دیگه
بسه دیگه از لجبازی دست بردار ، اینقدر دیگه دل منو سرکار نذار
دل من دیگه طاقت نداره ، واسه من دیگه تو بهونه نیار
از همون روزی که چشاتو دیدم ، عکس چشماتو رو قلبم کشیدم
کم اوردم پیش نگاهت ، مثل تو دیگه هیچ جا ندیدم
آره عزیزم من تو رو میخوامو ، آره هر جا که بری دنبالت میامو
من دوست دارم
[+]
نوشته اي ازE30united در 2:20 بعد از ظهر شنبه 26 آبان1386
|
|
چرا باور کنم
بعد این همه مدت ، که بیتاب تو بودم
به دستای نجیبت ، به عشقت نرسیدم
تو رو خواستم ، نذاشتم کسی جام رو بگیره
تو این دل کوچیک ، کسی عشقی بیاره
دیدی شد چی نصیبم ؟ از همه چی بریدم
مقصد من تو بودی ، به تو هم نرسیدم
دیدی آخر شکستم ، تو غم تو نشستم
چه اشتباهی کردم ، دل به دل تو بستم
بذار باور کنم ، تنهاترینم
بذار باور کنم ، کسی ندارم
بذار باور کنم ، قسمتم اینه
باید تو شهر غصه پا بذارم
این رو تقدیم میکنم به دل شکسته ترین آدمای دنیا
که خودم هم میدونم چی میکشن
[+]
نوشته اي ازE30united در 9:22 بعد از ظهر جمعه 25 آبان1386
|
|
آخه این هفته لعنتی نمی خواد تموم شه. هر کسی از راه میرسه میاد واسه ما خط و نشون میکشه. مگه من بیکارم که بیام سر مردم رو کلاه بذارم. یکی از دوستانم ( که الآن شاید دشمنم باشه) برام پیام خصوصی فرستاده که تو اول اینو گفتی بعدشم حرفتو عوض کردی. مگه من بیکارم. چه غلطی کردم من . هر کسی از راه میرسه رو به عنوان یه دوست قبول میکنم و نتیجش هم ... ..هرچی میخواین فکر کنین. به من ربطی . اما این هفته مسبب خیلی از بدبختی ها واسه من بود. دیگه حوصله هیچکس رو ندارم. همین ۱۰ دقه پیش با خونه دعوام شد و اومدم بیرون. واقعا چه حالی میده این کافی نت. لا اقل کسی بهت گیر نمیده. کارت رو راحت انجام میدی و بعدش با خیال راحت میری پی کارت.
خواهش میکنم همون دوست قدیمی (خودش میفهمه با کی هستم) دیگه این فکرها رو در مورد من نکن . اگه خواستی هم محبت کنی و پیام بذاری .پیام خصوصی بذار خوشم نمیاد باقی بروبچ فکر کنن من همچین آدمی هستم. هرچند اونقدر به خودم اطمینان دارم که بفهمم اهل هرچی هستم اهل اون صفتی که بهم نسبت دادی نیستم. آره عزیزم من اهل هرچی باشم اهل اون چیزی که گفتی نیستم. البته مثل مردم هستم ممکنه گاهی اوقات که اونم همه انجام میدن.
خدایا خودت هفته با خیر و برکتی رو به همه بندگانت عطا فرما. الهی آمین
[+]
نوشته اي ازE30united در 9:11 بعد از ظهر جمعه 25 آبان1386
|
|
دیگه تموم شد به همه دوستام گفتم که من مخابراتشون نیستم که هروقت در دسترس نباشن هرکسی کار داشت زنگ بزنه رو موبایل من . خیلی هاشون ناراحت شدن ولی به من چه. آدم باید یه کم حواسش به خودش باشه. میخوام زندگیه خودمو کنم. به کسی هم ربطی نداره چطور. واسه همین امروز از صبح گرفتار اولتیماتوم دادن به دوستام بودم که دیگه از سمتم کناره گیری کردمو فکری به حال خودشون کنن. شایدم با خیلی هاشون قطع رابطه کردم به خاطر به سری مسائل. خوب به هر حال دیگه تموم شد.
[+]
نوشته اي ازE30united در 8:45 بعد از ظهر جمعه 25 آبان1386
|
|
یه شعر زیبا از مجتبی کاشانی
پرنده در صدای خوشش رنج و درد وماتم نیست
پرنده اهل شکوه و اهل گلایه و غم نیست
و خوش به حال هوایش
و خوش به حال دلش
و خوش به حال پرنده
که مثل آدم نیست
حرف دل خیلی ها تو این ۶ بیت شعر نهفته است. واقعا شعر قشنگی بود. من که باهاش حال کردم.
[+]
نوشته اي ازE30united در 4:1 بعد از ظهر جمعه 25 آبان1386
|
|
[+]
نوشته اي ازE30united در 3:47 بعد از ظهر جمعه 25 آبان1386
|
|
دیگه قشنگه. بابام هم واسه خودش یه وبلاگ زده. اما بدبختیش واسه منه
. خوب میدونین چرا؟ چون بابام اونقدر مطلب داره که هر روز تو وبلاگش بریزه. اما کجاش به من ربط داشت الآن میگم . چون زحمت تایپ کردنش با منه. اگه هم براش تایپ نکنم نمیذاره بیام نت![]()
آخه چرا این هفته این طوری بود؟
خوب چیکارش کنم. خدا رو شکر این هفته گذشت . تا ببینم هفته بعد چی میشه.![]()
[+]
نوشته اي ازE30united در 3:48 بعد از ظهر پنجشنبه 24 آبان1386
|
|
نمی دونم چرا امروز دلم می خواد سر همه داد بزنم. سرم بدجوری درده. می دونم همش تقصیر اون دیوونه ای که صبح خودش رو انداخت جلو ماشین. به خاطر این که یه نفر دنبالش کرده اول صبح. چیزیش نشد ولی اعصاب من خراب شد . آخه این همه جا برای فرار درست باید تو چراغ سبز چهارراه بپری جلو ماشین. دیوانه اند ملت. بعدشم که کارگرا سر کار ناز می کنن میگن ما روزمزد نیستیم حقوق می خوایم. یه طوری رفتار میکنن که انگار ما محتاج اوناییم
چقدر مردم کم توقعند. اول میگن روزمزد بعدش میگن نه حقوق اداره کار. ما که نفهمیدیم. آخریش هم که این سپاهان این همه بشینی نگاه بازی کنی بعدش تا دقیقه ۷۵ دو تاگل بخوری. من که تلویزیون رو خاموش کردم.
اینم شد زندگی. تو این هفته فقط اعصابم خراب شده. همون شنبه بدبختی هام شروع شد. خدا خودش این هفته رو به خیر بگذرونه.
ولی باز هم خدا رو شکر. قربون خدام برم من که هروقت تنهام میتونم باهاش بدون هیچ واسطه ای درددل کنم.
دوست دارم خدا جونم![]()
[+]
نوشته اي ازE30united در 3:41 بعد از ظهر چهارشنبه 23 آبان1386
|
|
هر جا بری منم میام آخه فقط تو رو میخوام
هر چی برونی تو منو بازم به دنبالت میام
دل من رو میشکونی تا روت رو برمیگردونی
با تموم این کارات بازم میگم مهربونی
یکی یه دونه ای واسم توی همه خوشکلا ، با تو خوبه زندگی حل همه مشکلا
تو می تابیدی رو من مثل خورشید رو ابر ، نبینم غمو تو چشات ، الهه من
من قطره میشم ولی تو مثل دریا ، وفادار تو میمونم من همیشه تنها
تو بهترین ، من بدترین ، تو سرترین ، من کمترین
مال منی یواشکی یهو شدم عاشق ترین
من تشنه قصه فرشته هام ، اینو میتونی بفهمی از نوشته هام
می خوام کنارم باشی تا من دستتو حس کنم ، نذار تو رو یه جا به خوابم بسپرم
می خوام اسمتو بنویسم تو همه دنیا ، نشه یه وقت بگی می خوام بشم ازت جدا
دیوونه چشای تو ، ویرونه نگاه تو ، دیدی شدم اسیر تو ، می خوام بشم فدای تو
هر جا بری منم میام آخه فقط تو رو میخوام
هر چی برونی تو منو بازم به دنبالت میام
دل من رو میشکونی تا روت رو برمیگردونی
با تموم این کارات بازم میگم مهربونی
تو ذاتمه رفاقت ، تو هم داری صداقت ، منم می پرستم تو رو تا مرز بینهایت
فال حافظ می گیرم که بیام به سراغت ، تو هم بگی دوستم داری ، چرا شدی ساکت؟
یه تار موت به همه دنیا می ارزه ، وقتی پیشم نیستی دلم از همه می ترسه
موبایلتو خاموش نکن همیشه باش در دسترس ، یهو دیدی قاطی کردم ، عشقمون از دست رفت
چون در به درتم ، واست پر پر زدم ، خواستی پر بزنم ، من پرپر زدم
پس از هر نظر نداره کم و کاستی، پس در نظرت باشه عاشقم راستی ،
بذار به تو بگم که من سرتر از همم ، می خوام بهت ثابت کنم که سرتر از منم
نبوده و نیست و الآن توی این دنیا ، نذار باشه عشق من و تو ، فقط باشه رویا
[+]
نوشته اي ازE30united در 10:51 بعد از ظهر سه شنبه 22 آبان1386
|
|
سلام به بروبچ اعم از دختر و پسر. امیدوارم که چرخ زندگیتون پنچر نشه و همیشه براتون بچرخه.
خوب قضیه پست " آخه چرا " رو که یادتون میاد. به خیر و خوشی تموم شد. اما آخه چرا همه بدبختیش واسه من بود.
اشکال نداره بذار ۲ نفر بهم برسن ، من فدا شم این وسط خیالی نیست. خلاصه این که سرتون رو درد نیارم ۲نفر بهم رسیدن. ولی من رو بدبخت کردن![]()
اینم واسه رفاقت. اونقدر بهم گفتن این کارا رو نکن ولی کو گوش شنوا؟حالا خوب شد قضیه به خوبی و خوشی تموم شد وگرنه از همه جهت ضرر میکردم
آخه یکی نیست به اینا بگه آخه مگه من مخابراتم که به من زنگ میزنین . خوب مثل بچه آدم بشینین خودتون با هم حرف بزنین. اگه خدا بخواد که هردوتون فارسی بلدین. انگار من مترجمشون بودم![]()
بازم خدا رو شکر. اما دهنم حسابی سرویس شد.
[+]
نوشته اي ازE30united در 10:13 بعد از ظهر سه شنبه 22 آبان1386
|
|
خوب منچستر امروز طی یک بازی نفس گیر موفق شد که بلکبرن روورز رو ۲-۰ شکست بده. هر دو گل یونایتد تو این بازی توسط کریس رونالدو به ثمر رسید. رونالدو طی دقایق ۳۴ و ۳۵ دو بار متوالی دروازه بلکبرن رو باز کرد. گل اول پس از جا موندن موکوئنا از کرنر ارسالی گیگز بدست اومد که رونالدو با یک پرش خیره کننده با ضربه سر دروازه رو باز کرد. گل دوم هم روی ضد حمله ای که گیگز ترتیب داده بود. گیگز توپ رو به ساها، ساها هم توپ رو به توز داد ، توز هم با پاس زیبای بیرون پاش توپ رو به کریس رسوند ، کریس هم گل دوم رو زد. بلکبرن تو این بازی ۱ کارت قرمز ( دان - دقیقه ۵۳) و ۵ کارت زرد گرفت. تنها کارت زرد یونایتد هم به کریس تعلق گرفت. کریس خیلی فعال بود .
[+]
نوشته اي ازE30united در 10:15 بعد از ظهر یکشنبه 20 آبان1386
|
|
سلام به بروبچ. مرسي كه سر زدين . لااقل شماها سر ميزنين نظر ميدين. بازم مي خوام بگم آخه چرا؟ چرا من اين همه بدشانسم . بابام پست آخرم رو ديد
. حالا بيا و درستش كن. هر چي ميگم پدر من اين مسئله ربطي به من نداره من نقش ميانجي رو داشتم يه خرجش نرفت كه نرفت. شانس آوردم كه بابام يه نمه پايست خيلي نپيچوندم. راستي چند تا از دوستان آف گذاشته بودن ميگن ما حال نمي كنيم تو وبلاگ نظر بديم . خوب هر طور كه عشقتون ميكشه. هر جور راحت ترين. خوب بايد در جواب اون دسته از دوستان كه پرسيدن قضيه چيه اينجا كه نمي تونم قضيه رو لو بدم چون يه هو ديدي بابام دوباره اومد
نشست پستم رو خوند، بعدش چي كارش كنم
.ديگه قضيه درست بشو نيست. بعضي كه دوستاي نزديكم قضيه رو مي دونن. مي دونن كه قضيه به من ربطي نداره. آخه من چه گناهي كردم كه آش نخورده و دهن سوخته. بيخيال. از خير نوشتنش تو وبلاگ گذشتم. من تا حالا ... . سانسور شد اين تيكه
. خوب ديگه سرتون رو بيشتر درد نميارم .
منتظر نظراتتون هستم.
اين واسه تك تك شماها. بازم ببخشید چون نمی تونم قضیه رو تو وبلاگ باز کنم. چون قضیه واسه خودم نیست .
[+]
نوشته اي ازE30united در 2:48 بعد از ظهر شنبه 19 آبان1386
|
|
مرگ حقیر برگ
پایان فصل شکفتن نیست.
تا حالا چقدر به اين بيت بالا فكر كردين. خيلي از اين بيت خوشم مياد. چون يه جورايي تقريبا شبيه زندگيه خودمه. نه خود زندگيم. بلكه روند زندگي.راست میگه این بیت. هرچیزی که از بین بره یه چیزه دیگه جاش رو میگیره. آدم بمیره آدم جاش رو میگیره. خود همین برگ ها بهار سال بعد برگ های دیگه جاش رو پر می کنن. دنیا برای رفتن و جایگزین شدنه ، نه ماندن و ابقا شدن. مثل زندگیه ماجراها پشت سر هم جاشون رو بهم میدن. تنها چیزی که ازشون تو ذهن آدم می مونه یه خاطرست. اونم اگه کمرنگ باشه پس از مدتی پاک میشه و جای خودش رو به یه خاطره دیگه میده.
[+]
نوشته اي ازE30united در 2:42 بعد از ظهر شنبه 19 آبان1386
|
|
بيا نگاه كن. به اين هم ميگن شانس آخه. تازه وين داشت راه ميفتاد چشمش زدن. اونم چه چشمي. تازه به ريتم زدن هر بازي يه گل براي روني عادت كرده بوديما. اما بدشانسي مانع از حضورش تو ۴ هفته آينده شد. لعنت به اين شانس . نمي دونم چرا فقط بازيكناي يوناييتد مصدوم ميشن.
[+]
نوشته اي ازE30united در 6:42 قبل از ظهر شنبه 19 آبان1386
|
|
سلام
تا حالا هم خیلی با خودم سروکله زدم که این پست رو نفرستم ولی دیدم که دیگه نمی تونم تحمل کنم.![]()
آخه چرا؟ آخه چرا همه ی دخترا این جورین؟
چرا همه پسرها رو به یه چشم میبینن؟ ها؟ من که هنوز که هنوزه جواب این سوالم رو نگرفتم. اه
.از یه مسائلی آدم حالش بهم می خوره. اونقدری که از همچین آدمایی بدم میاد از خلافکارا بدم نمیاد. آخه آدم چی بگه؟ یعنی چی میتونه که بگه؟ الکی الکی هر چی به ذهنشون میرسه بار آدم میکنن.آخه این چه وضعشه؟
در آخر هم توقع دارن که بری منت کشی.خوب که خبری نبوده. اگه بود که کار به جاهای باریک کشیده میشد.
فکر منفی هم به مغزتون راه ندین که جز خودم هیچکس از اصل ماجرا خبر نداره. .اگه منفی فکر هستین که از همین دسته این ، که امیدوارم نباشین.اصلا به من چه هر طور دوست دارین فکر کنین مگه من مسئول فکر کردنه مردمم.
اما فکر کنم دیگه به اندازه کافی فهمیدم که چطور باید با همچین آدمایی رفتار کنم.( بروبچ دختر خواهشا به دل نگیرین شاید شما این طوری نباشین البته امیدوارم). والله. هرچی بهشون رو بدی بیشتر سوارت میشن آخر سر هم مثل یه رئیس با آدم برخورد می کنن که اگه این کار رو نکنی ... . آخه آدم هم این همه پرتوقع؟؟؟؟؟
حالم از همچین آدمایی بهم می خوره
.
دلم می خواد منم مثل خودشون باهاشون برخورد کنم تا بفهمن رفتارشون چطوریه. چرا آخه من ؟ چرا همش من باید کوتاه بیام. اما این دفعه دیگه نه.دوستام میگن بعضی مواقع خیلی آروم هستی. این طوری اصلا خوب نیست. منم فکر می کردم همین طوری دارن میگن. اما حالا به این نتیجه رسیدم که نه، واقعا آدم نباید خیلی آروم باشه وگرنه مثل بره ای میشی که یه روباه اون رو شکار کنه.مثل قصه ها با مکر و حیله. البته فکر نکنین من آدم آرومی هستم نه برعکس اما تو یه سری مسائل واقعا آروم هستم که ازش ضربه هم خوردم.![]()
باز هم شرمنده که مجبور شدین تمام پست من رو بخونین . اگه این پست کسی رو ناراحت کرده ازش عذر می خوام.
اصلا دوست نداشتم این پست رو بفرستم ولی از هفته پیش داره یه مسائلی پیش میاد که دیگه مجاب شدم باید این پست رو بدم.![]()
[+]
نوشته اي ازE30united در 9:17 بعد از ظهر پنجشنبه 17 آبان1386
|
|
سلام . از امشب می خوام یه موضوع هم به تیم های مورد علاقم اختصاص بدم.
خوب الآن بازی تموم شده و یونایتد با ۴ گل مهمان اوکراینی خودش رو شکست داد .۴ گل از: پیکه ۳۷ ، توز۳۶ ، رونی۷۵ و رونالدو۸۷ کافی بود تا مجوز صعود شیاطین به دور بعد باشگاه های اروپا صادر بشه. گل ها هم ۳تاش قابل پیش بینی بود که چه کسایی میزنن اما گل پیکه اصلا قابل پیش بینی نبود. اولین گل پیکه روی ضربه سر بدست اومد. گل دوم هم توز زد که با رونی پاسکاری کردن . گل سوم هم رونی روی سانتر ارسالی نانی به ثمر رسوند. گل چهارم و آخر بازی هم که رونالدو با نبوغ فردی خودش به تور دروازه چسبوند.
[+]
نوشته اي ازE30united در 1:29 قبل از ظهر پنجشنبه 17 آبان1386
|
|
سه شنبه
چرا تلخ و بي حوصله؟
سه شنبه
چرا اين همه فاصله؟
سه شنبه
چه سنگين ، چه سرسخت ، فرسخ به فرسخ
سه شنبه
خدا كوه را آفريد
(مرحوم قيصر امين پور)
[+]
نوشته اي ازE30united در 1:16 بعد از ظهر چهارشنبه 16 آبان1386
|
|
امروز بعد از ۳/۴ روز با علیرضا چت کردم. طفلی خیلی ناامید شده .من نمیدونم چی سرش اومده که این طور با ناامیدی تمام باهام چت میکرد. من خودم یه همچنین وضعیتی داشتم حدود۳.۵ سال. ولی تونستم خودم رو پیدا کنم.البته سخته. باید حدود یه هفته ای خودش باشه و خودش تا بتونه اوضاع دستش بیاد. اما میخواد زود به نتیجه برسه که همچین چیزی خیلی سخته. ولی باز هم نمیدونم چه سر علیرضا اومده که این همه ناامید شده. فقط براش دعا کنین که بتونه خودش رو پیدا کنه.
آخه عشق چیه که هر کسی گرفتارش میشه نمیتونه ازش دل بکنه؟ راستی تا حالا فکر کردین که اگه یه روز عاشق شدین بعدش وسط راه جا موندین چطور میشه با این درد بی درمون سرکنین؟ من که خودم رو پیدا کردم ولی شما ها رو نمیدونم.
[+]
نوشته اي ازE30united در 12:53 بعد از ظهر سه شنبه 15 آبان1386
|
|
این مطلب رو که دیدم یاد علیرضا افتادم تقدیمش میکنم بهت علیرضا
((بدجوری دلتنگ بود. حتی غروب دل انگیز در کنار رقص موج ها نیز آرامش نمی کرد. می دانست که حرف دلش را نمی شود به کسی گفت. آن لحظات ناب زا به کسی درک نمی کرد. بالاخره آمد. به آرامی و با حرکت نسیم به روی شانه هایش نشست. برش داشت. واگویه های ناگفته را در گوشش گفت. هر چه را که دلش می خواست و بر کف دست نگهش داشت.
باز نسیم آمد و او را برد به جایی که دلش می خواست. چرخید و چرخید . از دور رقص قاصدک را در هوا دید. شاید آن طرف دنیا کسی منتظر قاصدکش بود... سبک شده بود.
قاصدک رفت و همه چیز را با خودش برد.))
بهاره سدیری
[+]
نوشته اي ازE30united در 8:9 قبل از ظهر سه شنبه 15 آبان1386
|
|
سلام یه چند روزیه مثل ۶ سال پیش شدم. چون قضیه خودم واسه یکی از دوستام پیش اومده. دیگه جواب هیچکس رو هم نمیده. این پست رو نوشتم که اگه این رو خوند بفهمه به یادشم.
کجایی تووووووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[+]
نوشته اي ازE30united در 8:3 قبل از ظهر سه شنبه 15 آبان1386
|
|
۱۰ روش برای این که از شغلمان لذت ببریم:
۱- یک توضیح کامل از شغل بیابید.
۲- ارزش های کارتان را مشخص کنید.
۳- از آن چه که به کارتان ارائه میدهید قدردانی کنید.
۴-با ذهن باز و انعطاف پذیر باقی بمانید.
۵- به سختی کار کنید و جایگاه و مقام خود را بیابید.
۶-با هم رده های خود کار کنید.
۷- خود را موقتی در نظر بگیرید.
۸- با کارفرمای خود در مورد نگرانی ها و عقاید خود صحبت کنید.
۹- تفاوت هایی را که میسازید شناسایی کنید
۱۰- متوجه باشید که می توانید روی شغلتان تاثیر بگذارید.
[+]
نوشته اي ازE30united در 6:17 بعد از ظهر سه شنبه 8 آبان1386
|
|
این پست مربوط به قسمت یاهو مسنجر و از این حرفاست
[+]
نوشته اي ازE30united در 8:7 بعد از ظهر پنجشنبه 3 آبان1386
|
|
درياي عشقي هنوزم/ يه موج سر گردون منم / تو مثل جنگل سبز سبز / از تازگيت سبز مي مونم / شباي پرستاره رو/ به دست كي من بسپرم / نگاه عاشقونه رو/ به چشم كي من پس بدم / دلمو مي خوام هديه كنم كي بهتر از تو
[+]
نوشته اي ازE30united در 5:44 بعد از ظهر پنجشنبه 3 آبان1386
|
|
از جدا شدن نوشتي رو تن زخمي هر برگ / گريه كردم و نوشتم نازنينم يا تو يا مرگ / به تو گفتم باورم كن ميون اين همه ديوار/ تو با خنده اي نوشتي هم قفس خدا نگهدار / بنويس مهلت موندن يه نفس بود / سهم من از همه دنيا يه قفس بود / بنويس كه خيلي وقته واسه تو گريه نكردم / سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
[+]
نوشته اي ازE30united در 5:43 بعد از ظهر پنجشنبه 3 آبان1386
|
|
زندگي اجبار است ، مرگ انتظار است اما عشق يكبار است.
[+]
نوشته اي ازE30united در 5:42 بعد از ظهر پنجشنبه 3 آبان1386
|
|